My Boy❄
پارت 2
وارد داشگاه شدیم دستام تو دست تهیونگ بود که سوهو رو دوباره دیدیم
سوهو: باز دوباره هم رو دیدیم اقای کیم تهیونگ و کیم ا. ت
تهیونگ چیزی نگفت و میخواست بره که...
سوهو: مواظب کسی که دستشو گرفتی باش چون ممکنه یک روز بهت خیانت کنه
(نکته سوهو به تهیونگ همیشه به دروغ میگه ا. ت اکس منه ولی تهیونگ باورشنمیشه و در حقیقت ا. ت و سوهو فقط مادر هاشون باهم دوست هستن)
تهیونگ چیزی نگفت و ادامه راه رو باهم رفتیم اما حس کردم که دستش داغ شده و لباشو از بس بهم فشار داده سفید شد لباش نشستیم سرجامون که کنار هم بود جیهو و جونگ کوک اون طرف که یک ردیف فاصله داشتیم نشسته بودن و داشتن باهم حرف میزدن ولی بینی هاشون رو بهم چسبونده بودن و رومو برگردوندم سمت تهیونگ که دیدم داره نگام میکنه و لباش هنوز سفیده
تهیونگ: چیشده دوست داری ببوسمت؟
ا. ت: نه، لباتو از بس بهم فشار دادی سفید شده اقای حسود
تهیونگ امد نزدیکم و لب هامو میبوسید که صدای استاد ها امد جداشدیم و پوکر نگاه تهیونگ کردم
ا. ت: براچی تو کلاس میبوسی😑
تهیونگ: چون بدجور دیوونم کردی با اون لبای صورتیت😈
ا. ت: خفه شو بیشعور(بچه ها فیکه و ناراحت نشین، خودمم میدونم تهیونگ روی چشم ما جا داره)
استاد وارد کلاس شد.....
وارد داشگاه شدیم دستام تو دست تهیونگ بود که سوهو رو دوباره دیدیم
سوهو: باز دوباره هم رو دیدیم اقای کیم تهیونگ و کیم ا. ت
تهیونگ چیزی نگفت و میخواست بره که...
سوهو: مواظب کسی که دستشو گرفتی باش چون ممکنه یک روز بهت خیانت کنه
(نکته سوهو به تهیونگ همیشه به دروغ میگه ا. ت اکس منه ولی تهیونگ باورشنمیشه و در حقیقت ا. ت و سوهو فقط مادر هاشون باهم دوست هستن)
تهیونگ چیزی نگفت و ادامه راه رو باهم رفتیم اما حس کردم که دستش داغ شده و لباشو از بس بهم فشار داده سفید شد لباش نشستیم سرجامون که کنار هم بود جیهو و جونگ کوک اون طرف که یک ردیف فاصله داشتیم نشسته بودن و داشتن باهم حرف میزدن ولی بینی هاشون رو بهم چسبونده بودن و رومو برگردوندم سمت تهیونگ که دیدم داره نگام میکنه و لباش هنوز سفیده
تهیونگ: چیشده دوست داری ببوسمت؟
ا. ت: نه، لباتو از بس بهم فشار دادی سفید شده اقای حسود
تهیونگ امد نزدیکم و لب هامو میبوسید که صدای استاد ها امد جداشدیم و پوکر نگاه تهیونگ کردم
ا. ت: براچی تو کلاس میبوسی😑
تهیونگ: چون بدجور دیوونم کردی با اون لبای صورتیت😈
ا. ت: خفه شو بیشعور(بچه ها فیکه و ناراحت نشین، خودمم میدونم تهیونگ روی چشم ما جا داره)
استاد وارد کلاس شد.....
- ۴.۵k
- ۲۲ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط