{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

HATE TO LOVE⁵

HATE TO LOVE⁵
(ویو:رز)
پادشاه:ببین رز...
کشورمون بیشتر از هر چیزی به وارث نیاز داره.
برای همین باید روی یه سری مسئله ها چشم پوشی کنیم.

حرفش که تموم شد،نگاهم از پنجره ی اتاق،به چشمای پدر برگشت.

پس قضیه رو فقط از زاویه وارث میبینه...

و روی بقیه‌ی مسائل چشم پوشی می‌کنه.

آهی کشیدم...

+:پدر...
چرا نمی‌خوای بفهمی؟

صدام از سر خشم کمی لرزید...

ملکه:رز...(کمی نگران)

+:نه مادر.
الان وقت آروم شدن نیست.

پدر دستش رو روی پایه چوبی تخت گذاشت...

بین ابروهاش اخمی نشست،که نشونه ی انتظار بود.

پادشاه:رز،چی‌ می‌خوای بگی؟
چیو دقیقا باید بفهمم؟

و اینجا بود که کاملا فهمیدم پدر فقط حرف خودش رو قبول داره.

پس...

منم دیگه وقتم رو برای آگاه کردن بقیه تلف نمی‌کنم،و کار خودم رو انجام میدم.

+:هیچی پدر.

دستش دور پایه ی چوبی،سفت تر شد...

به طوری که سر انگشتاش به سفیدی زد.

پدر خواست چیزی بگه...

اما با ورود خدمتکار نتونست.

خدمتکار:پادشاه...

تا پارت بعدی مراقب خودتون باشین 💖.

#بی‌تی‌اس#جونگکوک#آرمی#فیک#فن‌فیکشنا#زدواج‌اجباری
دیدگاه ها (۰)

پارت هجدهم بارون گرفته بود. رزا کنار پنجره نشسته بود، یه فنج...

𓆩𐙚..چندپارتی درخواستی..𐙚𓆪ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

پارت ۲۳از جونگکوک فاصله گرفتم.نه چون ازش متنفر بودم.چون نمی‌...

دید پنهان انفجار اشکار

#تاج_و_طوفانپارت ۱۸۷: آزمون سخت‌تراز پشت در صدای پادشاه آمد....

𝗨𝗻𝗱𝗲𝗿 𝘁𝗵𝗲 𝗿𝗶𝗴𝗵𝘁 𝗵𝗼𝗼𝗽 زیر حلقه ی سمت راست. عضلات بازوی تهیونگ...

آوای شبپارت ۱۲ویو نویسنده ساعت : ۳:۳۰ بعد از این که انیا بکی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط