{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همین که نفس میکشی و میخندی

همین که نفس میکشی و میخندی
همین که اشک شوم به یاد تو همبندی

برای روزهای شبت که شکل یلدا بود
به تلخی حبسی که از گونه هات پیدا بود

برای روزهای سگی مشتهای روی دیوارت
برای زخم خشک دسته سوخته از سیگارت

به لب گزیدنت از درد پشت شیشه وقتی که
نگاه زنت پسرت خم نمیشوم به شرطی که

رها شوی از شرم فحشهای ناموسی
به بهت همسرت از ترس توی کابوسی

که شب به مغز تو رعشه جفت میگیرد
هنوز زنده ای و زندگیت ساده می میرد

و باز پرسه توی حیاط و بحث های تکراری
به این نفس کشیدن سنگین و تلخ و اجباری

که جیره ی صبحت طناب دارت بود
گناه تو این بود که چیز بارت بود

به این ته بن بنبستو نعره های مغرورت
به این که دوباره شروع میکنیم های مشهورت

به اشک لای شیار های صورت مادر
به چکه چکه آب شدنهای جسم پدر

جهان برای تو یک سلول انفرادی بود
و سهم تو سیلی و فحش وچشم های کبود

که در میان دهان بازجوی همیشگیت شلاق است
تو زخم داری و چرک کردی این حادثه داغ است

تویی و دلواپسی و زجر توبه کردن ها
وحبس سینه در طاق مستراح و چیز خوردن ها

به خلط تو با خون زجه با کمربندی
که حفر میکند پشت سرخ تو را و میخندی

به سوی تو نوشابه ها همه عزادارند
اگرچه به اجبار سر به ماتحت تو دارند

فدای غربت تو بغض کن نخند لامصب
من از غرور تو در اعتصاب غذات میترسم
به روسری به سر از مرگ زن شدن هایت
تو پشت میز محاکمه ای من چرا میلرزم؟

شعار بود شعار ما همه ندا و سهرابیم
حدیث باسن و نان بود ما همه خوابیم

حدیث تو جک شد در حد یک عجب ای وای
تو پیش به سوی مرگو ما به عقب ای وای

تویی و زخم بزرگی که داغ میشود هر روز
و ما که جشن میشویم رقص درنوروز

تویی که داد میشوی از درد برای بیداری
منی که چرت شده از نئشه های بی آبی

منی که به سیزده های در نشده ات رقصیدم
من که از هالووین به زندگی تو در بند ترسیدیم

از این همه حرف ها و چهره های پوشالی
به نفرتت از قلبها و مغزهای تو خالی

به غرق شدن این جمع در زندگی گوسفندی
تو گریه گرفته چشم های کبودت میخندی؟
دیدگاه ها (۵)

امیرحسین ثابتی، نماینده مجلس: جای اصلی حسن روحانی پشت میله‌...

یا فاطمه زهرا…آمده‌ام پیش تو، با لب‌های خشک و سینه‌ای که از ...

هنوز دنبالت می‌گردم، انگار نمی‌خواهم باور کنم این دنیا می‌تو...

نام رمان: سایه‌ی نقره‌ایباران شدیدی به شیشه‌های عمارتِ سنگی ...

همزمان با وارد شدن نتانیاهو به سالن سازمان ملل برای سخنرانی ...

حَیِّ علی العَزا... 🖤مادرِ دل‌شکسته‌ی من...مادرِ جوانِ من......

پروانه جان

پارت: 13 (بخش2) **زاویه دید: زین**«مشارکت؟» پدرم کارد و چنگا...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

### پارت ۱۰: گلوله‌یِ سوم«من انتخابم رو کردم، تهیونگ!»فریادِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط