{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی که هوای گل و میل چمنم بود

روزی که هوای گل و میل چمنم بود
پاییز پُر از وسوسه ی آمدنم بود

من بودم و او بود و دلم غرق خوشی بود
هرجا که خوشی بود همان جا وطنم بود

من ماندم و او رفت و بهم ریخت جهانم
این پر زدنش باعث پرپر زدنم بود

از بوی خوش و باد و دوتا دیده ی بی نور
چیزی که به جا ماند فقط پیرهنم بود

در دایره ی قسمت ما دربدری بود
این دربدری، حاصل عاشق شدنم بود

از ضربه ی جان سوز "تبر" شکوه ندارم
می سوزم از آن "دسته" که از جنس تنم بود

بیهوده مزن در که در این خانه کسی نیست
یک عمر هوای سفر از خویشتنم بود
دیدگاه ها (۱)

تقدیم به ساحتِ مقدسِ جانانم:🫂🧿🌐بایدبه تو تقدیم کنم جان و تنم...

روزی که هوای گل و میل چمنم بودپاییز پُر از وسوسه ی آمدنم بود...

باید به تو تقدیم کنم جان و تنم راتا بلکه در آغوشِ تو یابم وط...

#عاشقانه تقدیم جانانم🫂🧿🌐بایدبه تو تقدیم کنم جان و تنم راتا ب...

عاشقانه های شبنم

روز ها فکر من اینست و همه شب سخنم که چرا غافل از احوال دل خو...

یک شهر در هوای تو درگیر است ، من از تمام شهر پریشان ترهی دم ...

یک شهر در هوای تو درگیر استمن از تمام شهر پریشان ترهی دم مز...

یک شهر در هوای تو درگیر استمن از تمام شهر پریشان ترهی دم مز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط