{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بنویسید که جز خون خبری نیست که نیست

بنویسید که جز خون خبری نیست که نیست

به تن این همه سردار سری نیست که نیست

بنویسید که خورشید به گودال افتاد

و پس از شام غریبان سحری نیست که نیست

آتش از بال و پر سوخته جان میگیرد

زیر خاکستر ما بال و پری نیست که نیست

یک نفر سمت مدینه خبرش را ببرد

پس از این ام بنین را پسری نیست که نیست

یا به آن مادر سرگشته بگویید: نگرد

چون ز گهواره ی اصغر اثری نیست که نیست

تازیانه به تسلای یتیمی آمد

تازه فهمید که دیگر پدری نیست که نیست
دیدگاه ها (۱۰)

ای داغدار اصلی این روضه ها بیاصاحب عزای ماتم کرب و بلا بیاتن...

ﻣﻦ ﯾﮏ ﺁﺭﻳﺎﻳﻲ ﺍﻡ؛ﺍﻫﻮﺭﺍﻣﺰﺩﺍﻱ ﻣﻦ ﺍﻟﻠﻪ ﺍﺳﺖ،ﺍﺯ ﺗﺒﺎﺭ ﮐﻮﺭﻭﺷﻢ ، ﻭﻟﯽ ...

تضمین فوق العاده زیبای غزل حافظ از استاد حسامی محولاتی:شه لب...

ارمنی بود و ارمنی زاده،ظرف خالی گرفت در دستشآمد و توی صف نذر...

بنویسید که جز خون خبری نیست که نیستبه تن این همه سردار سری ن...

بنویسید که جز خون خبری نیست که نیستبه تن این همه سردار سری ن...

بنویسید که جز خون خبری نیست که نیستبه تن این همه سردار سری ن...

بنویسید که جز خون خبری نیست که نیستبه تن این همه سردار سری ن...

بنویسید که جز خون خبری نیست که نیستبه تن این همه سردار سری ن...

بنویسید که جز خون خبری نیست که نیست  به تن این همه سردار سری...

بنویسید که جز خون خبری نیست که نیست به تن این همه سردار سری ...

بنویسید که جز خون خبری نیست که نیستبه تن این همه سردار سری ن...

بنویسید که جز خون خبری نیست که نیست به تن این همه سردار سری ...

#شام_غریبان بنویسید که جز خون خبری نیست که نیستبه تن این همه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط