{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بنویسید که جز خون خبری نیست که نیست

بنویسید که جز خون خبری نیست که نیست

به تن این همه سردار سری نیست که نیست

بنویسید که  خورشید  به  گودال  افتاد

و پس از شام غریبان سحری نیست که نیست

آتش از بال و پر سوخته جان میگیرد

زیر خاکستر ما بال و پری نیست که نیست

یک نفر سمت مدینه خبرش را ببرد

پس از این ام بنین را پسری نیست که نیست

یا به آن مادر سرگشته بگویید: نگرد!

چون ز گهواره ی اصغر اثری نیست که نیست

تازیانه به تسلای یتیمی آمد

تازه فهمید که دیگر پدری نیست که نیست...... السلام علیک یا حسین ابن علی (ع)
دیدگاه ها (۴)

خوبه?

پیرزنی در خواب,خدا رو دید و به او گفت :"خدایا من خیلی تنهام ...

#الهی#انرژی_مثبت #امید#آرامش #پشتکار .... زنی زیبا و نازا پی...

ناگهان آیینه حیران شد، گمان کردم توییماه پشت ابر پنهان شد، گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط