يكبار يكی از بچه های هيأت آمد و به سيد گفت:

يكبار يكی از بچه های هيأت آمد و به سيد گفت:
تو مراسم‌ها و روضه اهل بيت(علیه‌السلام ) اصلاً گريه ام نمی گیرد و نمی توانم گريه كنم!
سيد گفت: اينجا هم كه من خواندم گريه ات نگرفت؟!
گفت: نه! سيد گفت: مشكل از من است! من چشمم آلوده است. من دهنم آلوده است كه تو گريه ات نمی گيرد!
اين شخص با تعجب می گفت: عجب حرفی! من به هر كس گفتم، گفت: تو مشكل داری برو مشكلت را حل كن، گريه ات می گيرد!
اما اين سيد می گويد مشكل از من است!
بعدها می ديدم كه او جزء اولين گريه كنندگان مصائب ائمه اطهار بود.

💚💚💚

#شهید_سید_مجتبی_علمدار

#خاکیان_خدایی
دیدگاه ها (۱)

Destiny part 21

🥀 نیمه تاریک ماه پارت سوم : اعترافی در حضور امپراتوریسکوت س...

یادی از شهید رفتم هیئت رهوران امام ره تا بلکه ....مجلس خیلی ...

رفتم هیئت تا بلکه...مجلس خیلی با حال و با صفایی بود. اما آنچ...

💠 بِسـم ِ ربـــــِّـ الشــُّـهدا💥 پول بابت مداحی✨ سید اعت...

یا حبیب الباکین قسمت چهاردهم ...چطور باید از تو خداحافظی می ...

مقام روضه خوانیمرحوم شیخ رمضان علی قوچانی از علمای معروف و ا...

💞💗عنایت #شهید_سید_مجتبی_علمدار😇🍀روزی سر مزار سید نشسته بودیم...

هدیه به امام سید ساجدین غربی از غریبستان بقیعقسمت این بود با...

*راز دل*ماه وش : کشیدم تو بغلش دستامو دور گردنش انداختم چرا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط