بچه خیره شده بود به چوب بستنی های روی میز و به مامانش گفت

بچه خیره شده بود به چوب بستنی های روی میز و به مامانش گفت نیگا هی به من میگی بستنی نخور مریض میشی ,
نیگا دکترا خودشون چقد بستنی میخورن :)))))):face_with_tears_of_joy:😂 😂 😂 😉 😂 😂 😂 😂 😂
#بستنی
#مضرات
#دکتر
#طنز
دیدگاه ها (۱)

برده عمارت جئون

The last part_آه.. دختر ناناز بابا کیه؟ +مننننن(ذوق) _نفس کو...

پارت سهویو تهدرسته زیاده روی کردم یون داشت گریه میکرد منم رف...

Fifteen

پارت: 13 (بخش2) **زاویه دید: زین**«مشارکت؟» پدرم کارد و چنگا...

I'm not jealous part 50ایشی گفتم و به سمت سالن غذا خوری رفتم...

Love you پارت سیزدهم&اول تو برو دوش بگیر-یا چ فرقی دار هردو ...

پارت ۱ ویو ا.ت صدای همهمه ی صحبت ها در فضای عذاب آور خونه پی...

....پارت سوم....

Crimson silence (p17)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط