{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کودکی ازخدا پرسید تو چه میخوری؟ چه میپوشی ؟درکجا ساکنی؟

کودکی ازخدا پرسید تو چه میخوری؟ چه میپوشی ؟درکجا ساکنی؟

خدا ارام بر دل کودک زمزمه کرد.!

غصه ی بندگانم را میخورم!عیب بندگانم را میپوشانم! ودر قلب شکسته ی آنان
ساکنم.....
دیدگاه ها (۱)

#یا_علی جان... ❤️#نام تو که می‌آید، #دل آرام می‌گیرد؛#انگار ...

🖤🥀 سکوت𓆩 پــارت چهلم 𓆪 🖤🥀آژیر همچنان در ساختمان می‌پیچید.چرا...

𝐀 𝐒𝐭𝐫𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫 𝐂𝐚𝐥𝐥𝐞𝐝 𝐚 𝐅𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝𝐏𝐚𝐫𝐭𝟖𝟎ویو راوی🎀همه‌چیز تاریک بود. ...

فاصله یک لبخند تا جنون

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟎 🪽📖𓂃 ࣪˖ ִֶָ «این فقط یه جمله‌ست....

سایه‌های کلاغپارت سی‌وهفتم | اعتراف آخرسکوت کلبه، از صدای گل...

داستان کودکانه «قلبی که اندازه آسمان می‌تپید» به نویسندگی رز...

#عاشقانه_های_من#موزیک #آهنگ #ترانه #پاییز #پاییز_زیبا #پاییز...

معامله

وقتی پریود میشه part 1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط