یه سوال دارم مگر ما دل نداریم ای خدا...
یه سوال دارم مگر ما دل نداریم ای خدا...
یاکه جا تنگ بود از بهر ما در کربلا...
نمیدونم چه سرزد ازمن که برغمت مبتلا شدم
مبتلا بر فراقت کشته ی سرازتن جدا شدم
ای خدا جون نمیدهم تا حسین و بر من نشون بدی
منو تا دست تیر مژگان یار ابرو کمون ندی
بخواهی یانخواهی آخر یه روز برا دیدنت میام
تو میدونی اگر بیام یا نیام چقدمن تورومیخوام
یاحسین خوب میدونی من از روزازل دیوونت بودم
خبر از ازهستی نبود من جاروکش میخونت بودم
ای خدا مرغ جان مارا بجانب کربلا ببــــر
به زیارتگه عباس ابن علی مرتضی ببر
همه رفتن ای خدا من نرفتم کربلا
یه سوال دارم مگر ما دل نداریم ای خدا
یا که جا تنگ بود از بهرما در کربلا
یاکه جا تنگ بود از بهر ما در کربلا...
نمیدونم چه سرزد ازمن که برغمت مبتلا شدم
مبتلا بر فراقت کشته ی سرازتن جدا شدم
ای خدا جون نمیدهم تا حسین و بر من نشون بدی
منو تا دست تیر مژگان یار ابرو کمون ندی
بخواهی یانخواهی آخر یه روز برا دیدنت میام
تو میدونی اگر بیام یا نیام چقدمن تورومیخوام
یاحسین خوب میدونی من از روزازل دیوونت بودم
خبر از ازهستی نبود من جاروکش میخونت بودم
ای خدا مرغ جان مارا بجانب کربلا ببــــر
به زیارتگه عباس ابن علی مرتضی ببر
همه رفتن ای خدا من نرفتم کربلا
یه سوال دارم مگر ما دل نداریم ای خدا
یا که جا تنگ بود از بهرما در کربلا
- ۲.۸k
- ۲۴ خرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط