آن روز که #پسرش می رفت

آن روز که #پسرش می رفت
نگاهش به قد و بالا و عزم راسخش بود
آن روز که برگشت
پیکر خونی پسر
قاب عکس چشمان مادر شد...
شهید حمیدرضا بازیار
دیدگاه ها (۱)

مادری روی زمین نشسته تا هم‌قد دست‌های پسرش شود.آب را که روی ...

♨️ روایت شهید گمنامی که او مادرش را پیدا کرد! ✨ روایت مادر ش...

💢 پسر فدای وطن، مادر ایستاده برای وطنهر شب، ساعت ۱۰؛ مادری م...

چشم‌هایتتا پیش از آن، هرگز نديده بودمت.نه اینکه نگاهت نكرده ...

چشم‌هایتتا پیش از آن، هرگز نديده بودمت.نه اینکه نگاهت نكرده ...

هیچ‌وقت تصور نمی‌کردم روزی، فیلمی که لنز دوربین از سینه‌زنی ...

~ آخه پسرای ما چقدر خوشگل، خوش‌استایل و باورنکردنی‌ان! 😭✨انگ...

تلخ‌ترین قسمتِ رفتنِ آدم‌ها، رفتنشان نیست؛این است که گاهی می...

🚨روایت مادر ایثارگری که هر شب در دل تاریکی، برای ایران می‌آی...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۱۹ | «یک جای خاص»...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط