{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشم‌هایت

چشم‌هایت
تا پیش از آن، هرگز نديده بودمت.
نه اینکه نگاهت نكرده باشم،
اما چشمانم در چشم‌هایت گره نخورده بود...
تا آن روز.
تا آن صبحِ دل‌انگیزِ بهاری
كه برای نخستین بار،
نگاهت پناهم شد،
و «یك آن شد این عاشق شدن...»
بعد از آن روز،
دنيا برايم شد
قابِ چشمانت.
و هر جا به دنبالش می‌گشتم،
مثل غریبی كه راهِ منزل می‌گیرد،
او را می‌یافتم...
آه از چشمان تو!
كه حسِ زیستن می‌دادند،
و عشق را
در وجودم می‌دمیدند.❣️
دیدگاه ها (۱)

#دلدارزمانی ک تو باشیزندگی برایم قشنگ‌ ست عاشقی برایم با معن...

آه، چه جوانانی... 😔🥀از کودکی صدای مادرم در گوشم می‌پیچید که ...

آه، چه جوانانی... 😔🥀از کودکی صدای مادرم در گوشم می‌پیچید که ...

روز‌های زندگی‌ام گرم می‌گذرد با تو، به گرمای لحظه‌هایی که تو...

قسمت ۹(بخش اول)

قسمت ۷

‍ 🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْ...

وقتی یادت رفت مرا دوست داشتی...

My little killer Part 3:Flash back to 10 years agoY/n:داشتم ...

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 11#لینو #فیکشنلونا هنوز منتظر جواب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط