{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

♨️ روایت شهید گمنامی که او مادرش را پیدا کرد!

♨️ روایت شهید گمنامی که او مادرش را پیدا کرد!
✨
روایت مادر شهید مدافع حرم مازیار کریمی از نحوه ی پیدا شدن قبر فرزندش پس از مدت ها گمنامی
✨
مادر می گفت:شهید گمنامم من را پیدا کرد
....
بعد از مدتی بی خبری از گمنامی پسرش مادر می گوید به بهشت زهرا می رود...،
همین که به پنجمین آرامگاه از قطعه شهدای گمنام می رسد، سرش گیج می رود و بر روی قبری می افتد...، مادر می گفت انگار کسی او را نگه داشته بود تا آنجا بماند.....، همانجا در دلش می گفت: «نکند مازیار من است و دارد به من می گوید مادر جان جایی نرو اینجا هستم!» 😔
همین هم شد...!
بعد از مدتی مشخص می شود همان آرامگاه شهید گمنامی که مادر بر روی آن افتاد، آرامگاه پسرش شهید مازیار کریمی بوده!
مادر شهید از جمله کسانی بود که دوست داشتم ساعت ها کنارش بشینم و به حرف هاشون گوش بدم 😭😭
نکته دیگه ای که این مصاحبه داشت این بود که شهید مازیار کریمی یک راهنما در ایران داشت که مادر می گوید پسرش تحت تاثیر او بود و خیلی آن مرد را دوست داشته ، اما هیچ وقت نفهمید آن راهنما چه کسی بوده!

#مادر_شهید
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
دیدگاه ها (۰)

معنی ضرب المثل رطب خورده، منع رطب، کی کندمادری از خرما خوردن...

داستان کودکانه «قلبی که اندازه آسمان می‌تپید» به نویسندگی رز...

#عاشقانه_های_من#موزیک #ترانه #آهنگ#ویدیو_موزیک #موزیک_ویدیو#...

اغلب به جای روسری چفیه می بست و کفش کتانی می پوشید.یک بار ال...

#چند_خاطره🔸چند روایت کوتاه از زندگی شهید محمود مظاهری🌼 #مبار...

پارت آخر — «میراثِ عشق» 🖤سال‌ها گذشت.خانه‌ای که روزی پر از ص...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝒄𝒆’𝒔 𝑪𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆Part 48چند روز از برگشتن لوکاس گذشته بود،...

سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله (۳)

اسم: عشقی در تاریکی جنگلپارت ۹(از زبان راوی)هوا بعد از حرف‌ه...

پارت ۲۱ — بازگشت به پایتختیونگی همان شب به پایتخت رسید.فضای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط