{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میروم تا دل من با تو به آخر برود

میروم تا دل من با تو به آخر برود
تن من در تن تو جوش کند، سر برود

به خدا عشق همین است که تا سر برسی
یک نفر زنگ دلت را بزند ، در برود!

مثل پائیز پر از بغضم و باران،وقتی
شب یلدای من از بستر آذر برود

جرم من گفتن شعر است و خودت میدانی
داد این قافیه باید که به محشر برود

من تو را در غزلم باز نمایش دادم
تا جهان سوی دو خط شعر مصور برود!
دیدگاه ها (۹)

بی تو دلتنگی به چشمانم سماجت می کندوای دل چون کودکی بی تو لج...

با من بیا زیبای من! تا عشق مهمانت کنمدردی اگر داری بگو بابوس...

میروم تا دل من با تو به آخر برودتن من در تن تو جوش کند، سر ب...

میروم تا دل من با تو به آخر برودتن من در تن تو جوش کند، سر ب...

میـــــروم تا دل من با تــو به آخــــــــــر برودتن مــــــن...

کاش عشقم به‌ دلت رخنه‌ کند جا بشودگره‌یِ چشمِ تو با دست دلم ...

کاش عشقم به‌ دلت رخنه‌ کند جا بشودگره‌یِ چشمِ تو با دست دلم ...

کاش عشقم به‌دلت رخنه‌کند جا بشودگره‌یِ چشمِ تو  با دست دلم و...

کاش عشقم به‌ دلت رخنه‌ کند جا بشودگره‌یِ چشمِ تو با دست دلم ...

چه‌کسی گفته که ‌تو اینهمه زیبا بشوی؟عــلتِ مستیِ مـــن در دل...

از بوی تو، از چشم هایت، از تنت رفتماز چشم های خیس بر پیراهنت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط