{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ما بی غمان مست دل از دست داده‌ایم

ما بی غمان مست دل از دست داده‌ایم

همراز عشق و همنفس جام باده‌ایم

بر ما بسی کمان ملامت کشیده‌اند

تا کار خود ز ابروی جانان گشاده‌ایم

ای گل تو دوش داغ صبوحی کشیده‌ای

ما آن شقایقیم که با داغ زاده‌ایم

پیر مغان ز توبه ما گر ملول شد

گو باده صاف کن که به عذر ایستاده‌ایم

کار از تو می‌رود مددی ای دلیل راه

کانصاف می‌دهیم و ز راه اوفتاده‌ایم

چون لاله می مبین و قدح در میان کار

این داغ بین که بر دل خونین نهاده‌ایم

گفتی که حافظ این همه رنگ و خیال چیست

نقش غلط مبین که همان لوح ساده‌ایم
دیدگاه ها (۲)

ما بي غمان مست دل از دست داده ايم*همراز عشق و همنفس جام باده...

ما بی غمان مست دل از دست داده‌ایمهمراز عشق و هم نفس جام باده...

این داغ بین که بر دل خونین نهاده‌ایم

ما بی غمان مست دل از دست داده‌ایم همراز عشق و همنفس جام باده...

-ما بی غمان مست دل از دست داده‌ایمهمراز عشق و همنفس جام باده...

ما بی غمان مست دل از دست داده‌ایمهمراز عشق و همنفس جام باده‌...

ما بی غمان مست دل از دست داده‌ایمهمراز عشق و همنفس جام باده‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط