ما بي غمان مست دل از دست داده ايم*
ما بي غمان مست دل از دست داده ايم*
همراز عشق و همنفس جام باده ايم*
بر ما بسي کمان ملامت کشيده اند*
تا کار خود ز ابروي جانان گشاده ايم*
اي گل تو دوش داغ صبوحي کشيده اي*
ما آن شقايقيم که با داغ زاده ايم*
پير مغان ز توبه ما گر ملول شد
گو باده صاف کن که به عذر ايستاده ايم*
کار از تو مي رود مددي اي دليل راه*
کانصاف مي دهيم و ز راه اوفتاده ايم*
چون لاله مي مبين و قدح در ميان کار*
اين داغ بين که بر دل خونين نهاده ايم*
گفتي که حافظ اين همه رنگ و خيال چيست*
نقش غلط مبين که همان لوح ساده ايم*
همراز عشق و همنفس جام باده ايم*
بر ما بسي کمان ملامت کشيده اند*
تا کار خود ز ابروي جانان گشاده ايم*
اي گل تو دوش داغ صبوحي کشيده اي*
ما آن شقايقيم که با داغ زاده ايم*
پير مغان ز توبه ما گر ملول شد
گو باده صاف کن که به عذر ايستاده ايم*
کار از تو مي رود مددي اي دليل راه*
کانصاف مي دهيم و ز راه اوفتاده ايم*
چون لاله مي مبين و قدح در ميان کار*
اين داغ بين که بر دل خونين نهاده ايم*
گفتي که حافظ اين همه رنگ و خيال چيست*
نقش غلط مبين که همان لوح ساده ايم*
- ۲.۱k
- ۱۴ تیر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط