{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تابع قوانین جمهوری اسلامی

تابع قوانین جمهوری اسلامی


تقریباً مهمونی تموم شده بود و ماهم همراه با سوجون ،هرا و بینا به سمت عمارت رفتیم، من و سوجون نشستیم و سرگرم صحبت شدیم ، چند دقیقه بعد یونا و هرا اومدن پایین

× راجب چی حرف میکنین آقایون ؟

® راجب زندگی زناشوییمون صحبت میکنیم عزیزم ، قبلاً که نمیتونستم راجبش حرف بزنم ولی حالا که آقا متاهل شده چرا

_خب من که نمیدونم چطور باید با خانوما رفتار کرد ، از تجربه های سوجون بهره میبرم که چطوری باید ناز این خانوم کوچولو رو بخرم


یونا چشم غره ای بهم رفت که هرا و سوجون خندشون گرفت

× بهت حسودیم میشه یونا ، داداشم نازتو میخره ، خیلی بی انصافی داداش...

_ خب چیکار کنم دیگه ؟ این عروس من خیلی ناز داره ، اصلا یکی از شروط هایی که خانوم بزرگ راضی به این وصلت شد این بود که نازشو بخرم ، منم گفتم چشم

× ولی داداش برای اون عروس جدیده ناز نکشیا ، فهمیدی؟

احساس کردم نگاه یونا تغییر کرد ، هروقت اسم از سه نا میرفت لحن و نگاهش عوض میشد

+من دیگه میرم میخوابم خیلی خستم، شب همگی بخیر

بینا:واسا زن دالی...منم بیام

×نه تو بمون باید امشب ببرمت دوش بگیری ، فردا شب برو پیششون

بینا:نه مامان...من الان میخوام بلم...

×گفتم نه ، اگه فردا بیای بگی بریم دوش بگیریم نمیاما ، پس بیا همین امشب بریم

یونا رفت بالا و هرا و سوجونم بعد از نیم ساعت خوابشون گرفت و اونا رفتن توی اتاق خوابیدن و منم رفتم پیش یونا ، تا درو باز کردم پتورو کشید روی خودش ، لباسمو دراوردم و روی تخت رفتم و از پشت بغلش کردم

_ خودتو نزن به خواب دیدمت...

+ خب حالا که چی ؟

_چرا جوری رفتار میکنی که انگار قبلا ناز اون زنو کشیدم و خودم خبر ندارم

+ دلم میخواست برای اون جنتلمن بازیت ازت تعریف کنم اما ریدی به اعصابم

خنده ای کردم و شونه های لختش رو بوسیدم

_ پس اونی که همیشه روی اعصاب منه کیه ؟‌ نکنه اونم منم خانوم کوچولو ؟ بزار یبارم من رو اعصاب تو باشم ، اجازه میدی ؟

+تو همینجوریشم از وقتی که سه نا رو صیغه کردی رو اعصابمی بعد میگی یبار ؟

_ کوچولوی من حسودی کرده ؟

+ نخیرم‌...نکردم...ولی وقتی به عقدت دربیاد و ازت حامله شه و بشه مادر بچت اونموقع فقط اونو میخوای نه منو ، اونموقع من برات اهمیتی ندارم

_ چی میگی عشق من؟ چی میگی نفسم ؟ من یه تار موی تورو با صدتا از اون دخترا عوض نمیکنم ، من مجبور شدم بگیرمش عزیزم ، اگه باهاش ازدواج نمیکردم باباش قراردادو فسخ میکرد

+همش پول پول پول ، چرا شما مردا اینطوری هستین ها ؟ چرا برای منفعت هرچی که میگن رو انجام میدین؟ بابام بخاطر منفعتش منو به تو داد ، حالا توهم بخاطر یه قرارداد رفتی یه زن دیگه ام گرفتی، اصلا نمیخوام من قهرم

_عشقم خواهش میکنم قهر نباش ، نمیدونم چرا اینقدر عصبی شدی...
دیدگاه ها (۵)

مهم

Iove and the moonPart26کوک: خب خانم یونا خب ول خرجی کردی یون...

Iove and the moonPart40به خونه رسیدم یونا: من اینجور فکر میک...

╭─── 🩸🌹 ───╮رزهای خونینپارت یازدهمیونا نامه رو باز کرد و شرو...

سلام بچه ها هرکی بیداره امشب کمکم کنه ببینین امشب من خونه ما...

پارت ۴یونا:توووو(با داد)جونگ کوک:آه ببخشید خوارم ترسیدیونا:چ...

تو نمی‌دونی ولی باد لای موهات منم. اون شب که درد داری، گرمی ...

پارت ۳جونگ کوک :بدو وگرنه نمیتونیم بگیریمشتهیونگ: چرا الان ا...

پارت ۳بعد که تهیونگ پول رو تحویل گرفت رفتن سوار ون شدن و به ...

برده عمارت جئون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط