{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پدر بزرگم انقدر سیگار کشید کـــــــــه مرد....

پدر بزرگم انقدر سیگار کشید کـــــــــه مرد....

وقتی او مُرد مادر بزرگ ساعتِ جیبیِ زنجیر دارِ او،

که همیشه به جلیقه اش سنجاق میشد را به من بخشید ....

مدت ها گذشت و ساعت خراب شد ...

و ساعت ساز عکسی را به من داد

که در صفحه پشتی ساعت مخفی شده بود

دختری که شبیهِ جوانی هایِ مادربزرگ نبود

آری ...

پیرمرد از بس سیگار کشید مـــــــــرد
دیدگاه ها (۱)

👑 پارت اول | دعوت‌نامه‌ای از قصربوسان، ساعت شش عصر.صدای پیان...

فاصله یک لبخند تا جنون

In the Embrace of DarknessPART 3جونگ‌کوک هنوز وسط کوچه ایستا...

قرار ساختگی واقعی می خوایدش

یوشیرو حتی بهتر از کامیل کازوتورا رو میشناختچون کامیل همیشه ...

پــــــــدر بــــــــزرگ از بـــــس که ســــیگار کشـــــید ،...

پــدربُـزرگ اَز بـَـس که سـیگـار کـشــیــد ، مُــــــــر...

..پــدربُـزرگ اَز بـَـس که سـیگـار کـشــیــد ، مُـــــــ...

پـدربـزرگ مُـــرداز بس که سیـگآر کشـیـدمآدربـزرگ سآعـت زنـجی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط