قرار ساختگی واقعی می خوایدش
معرفی داستان❤️
رومی دختری ۲۴ ساله و پزشکی جوانه که زندگی نسبتاً آرامی داره. در طرف دیگه، جونگکوک یکی از معروفترین آیدلهای کره است؛ پسری که تقریباً هر حرکتش زیر نظر رسانههاست.
یک اتفاق ساده باعث میشه این دو نفر وارد یک رابطهی ساختگی بشن؛ رابطهای که قرار بود فقط برای مدتی کوتاه جلوی دوربینها واقعی به نظر برسه... اما هیچکدوم نمیدونستن این بازی قراره احساسات واقعیای به وجود بیاره.
پارت ۱
«یک پیشنهاد عجیب»
ساعت نزدیک هشت شب بود.
رومی بعد از یک روز طولانی، روی صندلی اتاقش نشسته بود و به صفحهی لپتاپ خیره شده بود. قرار بود فقط چند ایمیل کاری رو جواب بده، اما ذهنش آنقدر خسته بود که حتی خوندن یک جمله هم براش سخت شده بود.
همون لحظه گوشیاش زنگ خورد.
شمارهای ناشناس.
رومی چند ثانیه به صفحه نگاه کرد و بعد تماس رو جواب داد.
♪: الو؟
صدای زنی از اون طرف خط اومد.
مدیر برنامه: سلام، خانم رومی؟ من مدیر برنامههای جونگکوک هستم. میتونم چند دقیقه باهاتون صحبت کنم؟
رومی ابروهاش رو بالا انداخت.
♪: جونگکوک...؟ آیدل؟
مدیر برنامه: بله.
رومی لحظهای سکوت کرد. هیچ دلیلی نداشت مدیر برنامهی یک آیدل معروف باهاش تماس بگیره.
♪: اتفاقی افتاده؟
مدیر برنامه: نه، نگران نباشید. مسئله کمی... غیرمعمولیه.
رومی با تردید به پشتی صندلی تکیه داد.
مدیر برنامه: اخیراً شایعهای دربارهی جونگکوک منتشر شده. برای کنترل شرایط، شرکت تصمیم گرفته برای مدتی یک رابطهی ساختگی ترتیب بده.
♪: ...
رومی فکر کرد شاید درست نشنیده باشه.
♪: ببخشید... گفتید چی؟
مدیر برنامه: رابطهی ساختگی.
رومی بیاختیار خندید.
♪: و دقیقاً چرا من؟
مدیر برنامه: چون شما خارج از صنعت سرگرمی هستید، زندگی معمولی دارید و مهمتر از همه... هیچ سابقهای از حضور شما در رسانهها وجود نداره.
رومی چند لحظه چیزی نگفت.
بعد آرام پرسید:
♪: و خودِ جونگکوک در جریانه؟
اون طرف خط سکوت کوتاهی برقرار شد.
مدیر برنامه: بله.
در همون لحظه، صدای مرد جوانی از دور شنیده شد.
★: هیونگ، خودش رو مجبور نکن قبول کنه.
رومی ناخودآگاه صاف نشست.
صدای کوک رو از تلویزیون و آهنگها میشناخت.
اما حالا صدایش از پشت تلفن آمده بود.
مدیر برنامه دوباره صحبت کرد.
مدیر برنامه: پس... اگر موافق باشید، فردا یک جلسهی حضوری ترتیب میدیم.
رومی به صفحهی خاموش لپتاپ نگاه کرد.
یک آیدل معروف.
یک رابطهی ساختگی.
و پیشنهادی که اصلاً انتظارش رو نداشت.
♪: باشه.
مدیر برنامه: یعنی قبول میکنید؟
رومی نفس عمیقی کشید.
♪: نه. فقط میام بشنوم دقیقاً قراره چه بلایی سرم بیارید.
از اون طرف، صدای خندهی کوتاه کوک شنیده شد.
★: فکر کنم از همین الان ازم خوشش نمیاد.
رومی برای اولینبار لبخند زد.
♪: صدات رو شنیدم.
چند ثانیه سکوت شد.
★: ...اوه.
و اینگونه، اولین ملاقات رومی و جونگکوک حتی قبل از دیدن همدیگه شروع شد.
رومی دختری ۲۴ ساله و پزشکی جوانه که زندگی نسبتاً آرامی داره. در طرف دیگه، جونگکوک یکی از معروفترین آیدلهای کره است؛ پسری که تقریباً هر حرکتش زیر نظر رسانههاست.
یک اتفاق ساده باعث میشه این دو نفر وارد یک رابطهی ساختگی بشن؛ رابطهای که قرار بود فقط برای مدتی کوتاه جلوی دوربینها واقعی به نظر برسه... اما هیچکدوم نمیدونستن این بازی قراره احساسات واقعیای به وجود بیاره.
پارت ۱
«یک پیشنهاد عجیب»
ساعت نزدیک هشت شب بود.
رومی بعد از یک روز طولانی، روی صندلی اتاقش نشسته بود و به صفحهی لپتاپ خیره شده بود. قرار بود فقط چند ایمیل کاری رو جواب بده، اما ذهنش آنقدر خسته بود که حتی خوندن یک جمله هم براش سخت شده بود.
همون لحظه گوشیاش زنگ خورد.
شمارهای ناشناس.
رومی چند ثانیه به صفحه نگاه کرد و بعد تماس رو جواب داد.
♪: الو؟
صدای زنی از اون طرف خط اومد.
مدیر برنامه: سلام، خانم رومی؟ من مدیر برنامههای جونگکوک هستم. میتونم چند دقیقه باهاتون صحبت کنم؟
رومی ابروهاش رو بالا انداخت.
♪: جونگکوک...؟ آیدل؟
مدیر برنامه: بله.
رومی لحظهای سکوت کرد. هیچ دلیلی نداشت مدیر برنامهی یک آیدل معروف باهاش تماس بگیره.
♪: اتفاقی افتاده؟
مدیر برنامه: نه، نگران نباشید. مسئله کمی... غیرمعمولیه.
رومی با تردید به پشتی صندلی تکیه داد.
مدیر برنامه: اخیراً شایعهای دربارهی جونگکوک منتشر شده. برای کنترل شرایط، شرکت تصمیم گرفته برای مدتی یک رابطهی ساختگی ترتیب بده.
♪: ...
رومی فکر کرد شاید درست نشنیده باشه.
♪: ببخشید... گفتید چی؟
مدیر برنامه: رابطهی ساختگی.
رومی بیاختیار خندید.
♪: و دقیقاً چرا من؟
مدیر برنامه: چون شما خارج از صنعت سرگرمی هستید، زندگی معمولی دارید و مهمتر از همه... هیچ سابقهای از حضور شما در رسانهها وجود نداره.
رومی چند لحظه چیزی نگفت.
بعد آرام پرسید:
♪: و خودِ جونگکوک در جریانه؟
اون طرف خط سکوت کوتاهی برقرار شد.
مدیر برنامه: بله.
در همون لحظه، صدای مرد جوانی از دور شنیده شد.
★: هیونگ، خودش رو مجبور نکن قبول کنه.
رومی ناخودآگاه صاف نشست.
صدای کوک رو از تلویزیون و آهنگها میشناخت.
اما حالا صدایش از پشت تلفن آمده بود.
مدیر برنامه دوباره صحبت کرد.
مدیر برنامه: پس... اگر موافق باشید، فردا یک جلسهی حضوری ترتیب میدیم.
رومی به صفحهی خاموش لپتاپ نگاه کرد.
یک آیدل معروف.
یک رابطهی ساختگی.
و پیشنهادی که اصلاً انتظارش رو نداشت.
♪: باشه.
مدیر برنامه: یعنی قبول میکنید؟
رومی نفس عمیقی کشید.
♪: نه. فقط میام بشنوم دقیقاً قراره چه بلایی سرم بیارید.
از اون طرف، صدای خندهی کوتاه کوک شنیده شد.
★: فکر کنم از همین الان ازم خوشش نمیاد.
رومی برای اولینبار لبخند زد.
♪: صدات رو شنیدم.
چند ثانیه سکوت شد.
★: ...اوه.
و اینگونه، اولین ملاقات رومی و جونگکوک حتی قبل از دیدن همدیگه شروع شد.
- ۴.۹k
- ۳۱ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط