{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قهرمان قصه دختری به نام محدثه که در ابتدای جوونیش وارد بز

قهرمان قصه دختری به نام محدثه که در ابتدای جوونیش وارد بزرگ ترین باند موارد مخدر میشه
3 سال بین انها زندگی میکنه و دوست . دختر ریس باند میشه اما تو یکی از مهمونی ها به طور اتفاقی
از پله ها میوفته و به سرش ضربه میخوره . به بیمارستان میبرنش و دکترش میگه 7 سال اخیر زندگیش رو فراموش کرده.
محدثه وقتی بیدار میشه انتظار داره 15 سالش باشه و تو خونه ی خودش و تو اتاقش خوابیده باشه .
ولی وقتی بیدار میشه میبینه تو بیمارستانه و چند سال از اون موقع گذشته . باورش نمیشه تو یه باند موارد مخدر بوده
و میخواد به زندگی قبلیش برگرده . دکترش با اینکه میدونسته اون تو باند خطر ناکیه بهش کمک میکنه.
و محدثه رو میبره خونه اش و محدثه با خانواده اون دکتر اشنا میشه .
یه دختر 15 ساله به اسم ایسن و یه پسر جوون به اسم ارسام.
ماجرا های محدثه خیلی جذابه اگه با محدثه و ارسام همراه بشید خیلی از اتفاق های عجیبی رو باهاشون تجربه میکنید ک مهم ترین اتفاق بینشون عشقشونه

ژانر:اجتماعی. کلکی . پلیسی. همخونه ای . معمایی.عاشقانه.

این رمان از امشب توسط من گذاشته میشه . حتمااا بخونیدیش واقعا خیلی عالیه من که عاشقش شدم
دیدگاه ها (۶)

جالبه که بالا رفتن عمر لزوما باعث به دست آوردن تجربه میشه،ام...

پارت ۳ وقتی بهت سیلی میزنه اون جونگوک بود خیلی شکسته بود چشم...

#سناریو_استری_کیدزاسمت تو گوشیشون چی سیوه(به عنوان دوست دختر...

Part:۶فلش بک به ۱۲ سال پیش زمانی که آئوشی ۸ سال داشت و آتسوش...

بچه ها این اوسیه منه شاید گوگولی بنظر برسه ولی داستان زندگیش...

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت چهارمویو ات صبح از خواب با سردر...

بیاین پایین کارتون دارم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط