پارت7⃣

پارت7⃣
ممنون از دعوتتون
پوزخندی زد وگفت : خوب نوشجان اما من دلیل دیگه ایی به جز صرف قهوه داشتم خودت خوب میدونی خانوادهامون چه تصمیمی برامون گرفتن هردومون مجبوریم موافقت کنیم تو برا ثروتت من برای یه سری دلایل
به حرفام خوب گوش کن
مکث کرد
متنفرم از این لحن دستوریش نگاش کردم تا ادامه بده
-من چندتا شرط دارم برا ازدواج اینکه بعد ازدواج میریم ایران دور از خانومت بعد از اینکه رفتیم ایران هرکدوم زندگی جدایی داریم من معشوقم ایرانه وتنها راه حل رسیدن بهش رفتن من به ایرانه بعد اینکه درسته ما باهم زندگی میکنیم اما نباید تو کارام دخالت کنی این تمام چیزایی بود که باید بدونی حالا با این شرایط به همه چی فکر کن برا جواب
دیدگاه ها (۲)

پارت ۲۹ — «حرفی که باید گفته می‌شد»یورا چند ثانیه فقط به سوه...

سرزمین خاموشی:قسمت اول

شب تولدم فصل 3پارت 17ات: تهیونگ به حرفاش گوش میکنمو ازش فاصل...

عشق این ما پارت۲

سه پارتی از چان: (وقتی که هردوتون...) p3 اخر(چند شب بعد)کم ک...

The Queen of My Heart ❤️👑پارت ۴۷ویو کایاـساعت دوازده شب بود ...

پارت9⃣حس کردم یکی بهم نزدیک شد برگشتم پشتمو نگاه کردم که دید...

قسمت نهم: هرگز اجازه نمی دهم من حس خاصی نسبت به ایران داشتم ...

سرنوشت)پارت۴۰لیوانو ازش گرفتم یه قلپ بزور از گلوم پایین رفت ...

#سرنوشت#Part۴۰لیوانو ازش گرفتم یه قلپ بزور از گلوم پایین رفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط