قصه ازجایی تلخ شدکه درگوش یکدیگربا عصبانیت خواندیم:

قصه ازجایی تلخ شدکه درگوش یکدیگربا عصبانیت خواندیم:
بچه را ول کردی به امان خدا
خانه را ول کردی به امان خدا
واینطور شدکه امان خدا شد؛مظهر ناامنی!
کاش میدانستیم امن ترین جای عالم،امان خداست.
دیدگاه ها (۱)

فاجعه در حریم امن الهی؛ غیرت شهر هزار سنگر کجاست؟! مسجد غری...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

امید سلطنت طلبهای قاتل

خسف | قصه بیست و هشتم: امام صادق (ع) (بخش پایانی)

خانوم کوچولو ♡:)part.2.اروم و ریز خودمو به اون هفتا نزدیک کر...

به محض اینکه پسر از در کافه بیرون رفت و سایه‌اش ناپدید شد، د...

در گوش یکدیگر با عصبانیت خواندیم:بچه را ول کردی به امان خـــ...

در گوش یکدیگر با عصبانیت خواندیم: بچه را ول کردی به امان خــ...

در گوش یکدیگر با عصبانیت خواندیم:بچه را ول کردی به امان خـــ...

قصـه ازجایی تلخ شدکه باعصبانیت به هم گفتیمبچه راول کردی به ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط