قصـه ازجایی تلخ شدکه باعصبانیت به هم گفتیم

قصـه ازجایی تلخ شدکه باعصبانیت به هم گفتیم
بچه راول کردی به امان خــدا
ماشین راول کردی به امان خدا
واینطورشد که امان خـــدا"شدمظهرناامنی
ای کاش میدانستیم امن ترین جای عالم،امان خداست
دیدگاه ها (۳)

چشمهای تو زیــــباترین روایت تـــلخ ایران شد 💔چشم‌های توقرار...

قفسِ طلایی (Golden Cage)P.10ا.ت:چی ×نشنیدی مگه کری گفت دوست ...

خسف | قصه سی و ششم: نرجس خاتون- بخش دوم

🥀 قسمت هفتم آخرین حرف فاطمه...گوشی رو به فاطمه دادن...دس...

اول از همه بریم سراغ معرفی شخصیت‌های اصلی این داستان جذاب: م...

خسف | قصه بیست و سوم: حضرت زینب (س) بخش دوم (قسمت پایانی)

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.1×هی پسر کانگ وو:ب...

⭕️ واکنش کاربران به پخش مستندی درباره نجات خلبان آمریکایی از...

#تلنگر#داستان واقعییادمه دوران مجردی خوبی داشتم؛ طوری که گاه...

خَسف | قصه بیست و نهم: ابوحنیفه و مالک (بخش اول)شاگردانی که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط