سوال
سوال
مامورین نیروی انتظامی در حین تعقیب و گریز تعدادی که با قمه در منطقه ای از تهران به عربده کشی مبادرت کرده بودند ، انها را در یک کوچه بن بست بعد از تعقیب و گریز محاصره و در زمان درگیری یکی از مامورین با این افراد که با قمه به سمت او حمله کرده بود اقدام به تیراندازی به سمت او نموده, که تیر به او اصابت نمی کند (تمام این افراد مست بودند که پزشکی قانونی مسلوب الاختیار بودن تمام این اوباش را تایید نموده) ولی تیر به شخص دیگر از این افراد برخورد ولی وی از صحنه متواری می شود جالب که هیچ کس متوجه نمی شود این شخص تیر خورده, تمام اوباش به جز فرد متواری دستگیر میشوند, ۲ساعت بعد راننده نیسانی با۱۱۰تماس گرفته اعلام می کند فردی که حال وی مناسب نیست(مست)وی را تهدید نموده و با حضور مامورین اوباشی که تیر خورده دستگیر می شود(جالب اینکه بین هر یک میلیون یک نفر بعد از اصابت گلوله بلافاصله زخم پوشیده شده و خونریزی نمی کند)فرد دستگیر شده به بازداشت گاه منتقل منتقل می شود ،طی بازدید بدنی مامورین ،کبودی در بدن وی مشاهده می شود از تحویل وی خودداری نموده و به بیمارستان منتقل می گردد, در بیمارستان حتی بعد از عکسبرداری متوجه گلوله در بدن وی نشده و اعلام می کنند که به جهت ضربه وارده توسط جسم سخت به پهلو این اتفاق پیش امده اما به علت وضعیت متهم, مستی زیاد از بیمارستان ترخیص نمی گردد بعد از۲۴ساعت به علت تشخیص پزشک که احتمال خونریزی داخلی متهم داده میشود مجددا عکسبرداری و پی به وحود گلوله برده میشود بعد از عمل دستمال استریل در بدن متهم جا مانده و سه ماه بعد وی فوت می کند, پزشک قانونی۶۰درصد اصابت گلوله،۲۵درصدپرستاران,۱۵درصد سنوگراف و ۱۰درصدمتهم را مقصر می داند
۱:بدون تشخیص پزشک قانونی نظر دوستان چیست؟
۲:با توجه به نظر پزشکی قانونی نظر دوستان چیست؟
جواب
اول بایستی به اقدام مأمور بپردازیم:
مأموری که به او حمله میشود از دو حالت خارج نیست
یا به حق اقدام به تیر اندازی کرده است و یا نه؛ اگر به حق تیر اندازی کرده یعنی عملش دفاع باشد بر طبق م 156 چون تیر به فرد مزبور نخورده و به دیگری اصابت کرده و مأمور با اینکه قصد فعل( یعنی تیر اندازی داشته) اما قصد فعل نسبت به مجنی علیه را نداشته و به تبع آن قصد نتیجه را نداشته بنابراین عمل خطای محض بوده و مشمول بند پ ماده 292 میباشد چرا که تقصیری مرتکب نشده است
و شق دوم اینکه اگر از شرایط دفاع تجاوز کرده و در آن شرایط تیراندازی کرده است از دو حالت خارج نیست:
یا احتمال میداده که ممکن است به دیگری اثابت کند و یا نه
اگر احتمال میداده(منظور از احتمال این است که آگاه و متوجه باشد که تیر ممکن است به دیگری بخورد) مشمول تبصره م 292 و عمل عمد است و اگر احتمال نمیداده و فقط تقصیر داشته با اینکه عمل ماهیتأ خطای محض میباشد اما مشمول بند پ ماده 291 میشود
حال به قضیه تیم پزشکی میپردازیم:
سنوگراف یا در انجام عکس برداری تقصیر داشته است و یا قصور
اگر تقصیر داشته است وی نیز مشمول بند پ ماده 291 شده و اگر قصور داشته که اصلأ جرم قابلیت انتساب به وی ندارد
و اما پرستاران که دستمال استریل را در بدن متهم جا گذاشته اند تقصیرشان محرز بوده و در صورتی که دستمال در فوت متهم تأثیر داشته باشد آنها نیز مشمول م 291 میشوند
و اما خود متهم:
اگر میدانسته که گلوله در بدنش است و سکوت اختیار کرده و علت قتل تیر خوردنش بوده و در صورتی که اگر زودتر این اطلاع را میداد فوت حاصل نمیشد به استناد م 492 فوت منتسب به خود او و بقیه حسب مورد به قصاص اطراف(مأمری که با علم و اطلاع به اینکه میدانسته تیر ممکن است به وی بخورد) و دیه محکوم میشوند و این امر در ابتدای تبصر م 523( یعنی جنایت منتسب به مصدوم باشد، یعنی خوداری از اطلاع که به صورت ضمنی به خوداری از معالجه منتهی میشود) تصریح شده است.
و اما اگر اطلاع او تأثیری نداشته ملحق به شق پایین میشود که به آن میپردازیم.
اگر فرد مست اصلأ اطلاعی از تیر خوردن خود نداشته از این رابطه کنار میرود و عدم اطلاع ناشی از اراده نبوده و تأثیری در امر ندارد.
و اما در آخر قاضی موظف است به استناد م 529 تقصیر و تعمد هر کدام را از این رابطه تشخیص داده و به استناد م 526 حسب مورد حکم به قصاص و یا دیه بدهد.
با تشکر از همه
مامورین نیروی انتظامی در حین تعقیب و گریز تعدادی که با قمه در منطقه ای از تهران به عربده کشی مبادرت کرده بودند ، انها را در یک کوچه بن بست بعد از تعقیب و گریز محاصره و در زمان درگیری یکی از مامورین با این افراد که با قمه به سمت او حمله کرده بود اقدام به تیراندازی به سمت او نموده, که تیر به او اصابت نمی کند (تمام این افراد مست بودند که پزشکی قانونی مسلوب الاختیار بودن تمام این اوباش را تایید نموده) ولی تیر به شخص دیگر از این افراد برخورد ولی وی از صحنه متواری می شود جالب که هیچ کس متوجه نمی شود این شخص تیر خورده, تمام اوباش به جز فرد متواری دستگیر میشوند, ۲ساعت بعد راننده نیسانی با۱۱۰تماس گرفته اعلام می کند فردی که حال وی مناسب نیست(مست)وی را تهدید نموده و با حضور مامورین اوباشی که تیر خورده دستگیر می شود(جالب اینکه بین هر یک میلیون یک نفر بعد از اصابت گلوله بلافاصله زخم پوشیده شده و خونریزی نمی کند)فرد دستگیر شده به بازداشت گاه منتقل منتقل می شود ،طی بازدید بدنی مامورین ،کبودی در بدن وی مشاهده می شود از تحویل وی خودداری نموده و به بیمارستان منتقل می گردد, در بیمارستان حتی بعد از عکسبرداری متوجه گلوله در بدن وی نشده و اعلام می کنند که به جهت ضربه وارده توسط جسم سخت به پهلو این اتفاق پیش امده اما به علت وضعیت متهم, مستی زیاد از بیمارستان ترخیص نمی گردد بعد از۲۴ساعت به علت تشخیص پزشک که احتمال خونریزی داخلی متهم داده میشود مجددا عکسبرداری و پی به وحود گلوله برده میشود بعد از عمل دستمال استریل در بدن متهم جا مانده و سه ماه بعد وی فوت می کند, پزشک قانونی۶۰درصد اصابت گلوله،۲۵درصدپرستاران,۱۵درصد سنوگراف و ۱۰درصدمتهم را مقصر می داند
۱:بدون تشخیص پزشک قانونی نظر دوستان چیست؟
۲:با توجه به نظر پزشکی قانونی نظر دوستان چیست؟
جواب
اول بایستی به اقدام مأمور بپردازیم:
مأموری که به او حمله میشود از دو حالت خارج نیست
یا به حق اقدام به تیر اندازی کرده است و یا نه؛ اگر به حق تیر اندازی کرده یعنی عملش دفاع باشد بر طبق م 156 چون تیر به فرد مزبور نخورده و به دیگری اصابت کرده و مأمور با اینکه قصد فعل( یعنی تیر اندازی داشته) اما قصد فعل نسبت به مجنی علیه را نداشته و به تبع آن قصد نتیجه را نداشته بنابراین عمل خطای محض بوده و مشمول بند پ ماده 292 میباشد چرا که تقصیری مرتکب نشده است
و شق دوم اینکه اگر از شرایط دفاع تجاوز کرده و در آن شرایط تیراندازی کرده است از دو حالت خارج نیست:
یا احتمال میداده که ممکن است به دیگری اثابت کند و یا نه
اگر احتمال میداده(منظور از احتمال این است که آگاه و متوجه باشد که تیر ممکن است به دیگری بخورد) مشمول تبصره م 292 و عمل عمد است و اگر احتمال نمیداده و فقط تقصیر داشته با اینکه عمل ماهیتأ خطای محض میباشد اما مشمول بند پ ماده 291 میشود
حال به قضیه تیم پزشکی میپردازیم:
سنوگراف یا در انجام عکس برداری تقصیر داشته است و یا قصور
اگر تقصیر داشته است وی نیز مشمول بند پ ماده 291 شده و اگر قصور داشته که اصلأ جرم قابلیت انتساب به وی ندارد
و اما پرستاران که دستمال استریل را در بدن متهم جا گذاشته اند تقصیرشان محرز بوده و در صورتی که دستمال در فوت متهم تأثیر داشته باشد آنها نیز مشمول م 291 میشوند
و اما خود متهم:
اگر میدانسته که گلوله در بدنش است و سکوت اختیار کرده و علت قتل تیر خوردنش بوده و در صورتی که اگر زودتر این اطلاع را میداد فوت حاصل نمیشد به استناد م 492 فوت منتسب به خود او و بقیه حسب مورد به قصاص اطراف(مأمری که با علم و اطلاع به اینکه میدانسته تیر ممکن است به وی بخورد) و دیه محکوم میشوند و این امر در ابتدای تبصر م 523( یعنی جنایت منتسب به مصدوم باشد، یعنی خوداری از اطلاع که به صورت ضمنی به خوداری از معالجه منتهی میشود) تصریح شده است.
و اما اگر اطلاع او تأثیری نداشته ملحق به شق پایین میشود که به آن میپردازیم.
اگر فرد مست اصلأ اطلاعی از تیر خوردن خود نداشته از این رابطه کنار میرود و عدم اطلاع ناشی از اراده نبوده و تأثیری در امر ندارد.
و اما در آخر قاضی موظف است به استناد م 529 تقصیر و تعمد هر کدام را از این رابطه تشخیص داده و به استناد م 526 حسب مورد حکم به قصاص و یا دیه بدهد.
با تشکر از همه
- ۳.۵k
- ۲۱ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط