استاد شهریار وقتی معشوقه اش رو با همسر و بچه سیزده بدر ک
استاد شهریار وقتی معشوقه اش رو با همسر و بچه سیزده بدر کنار دریا میبینه...
سرو همسر نگرفتم که گرو بود سرم
تو شدی مادر ومن با همه پیری پسرم
تو جگر گوشه هم از شیر بریدی و هنوز
من بیچاره همان عاشق خونین جگرم
منکه با عشق نراندم به جوانی هوسی
هوس عشق و جوانیست به پیرانه سرم
پدرت گوهر خود تا به زروسیم فروخت
پدر عشق بسوزد که در امد پدرم
عشق و ازادگی و حسن و جوانی و هنر
عجبا هیچ نیرزد که بی سیم و زرم
سیزده راهمه عالم به در امروز از شهر
من خود ان سیزدهمکز همه عالم به درم
تا به دیوارودرش تازه کنم عهد قدیم
گاهی از کوچه معشوقه خود میگذرم........خیلی زیباست...!
سرو همسر نگرفتم که گرو بود سرم
تو شدی مادر ومن با همه پیری پسرم
تو جگر گوشه هم از شیر بریدی و هنوز
من بیچاره همان عاشق خونین جگرم
منکه با عشق نراندم به جوانی هوسی
هوس عشق و جوانیست به پیرانه سرم
پدرت گوهر خود تا به زروسیم فروخت
پدر عشق بسوزد که در امد پدرم
عشق و ازادگی و حسن و جوانی و هنر
عجبا هیچ نیرزد که بی سیم و زرم
سیزده راهمه عالم به در امروز از شهر
من خود ان سیزدهمکز همه عالم به درم
تا به دیوارودرش تازه کنم عهد قدیم
گاهی از کوچه معشوقه خود میگذرم........خیلی زیباست...!
- ۴.۱k
- ۲۵ شهریور ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط