{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆

𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆

Part 20

چند روز بعد رینا داشت اتاقش رو مرتب می‌کرد که گوشیش زنگ خورد

شماره ناشناس بود

اول می‌خواست جواب نده اما وقتی تماس دوباره تکرار شد بالاخره جواب داد

صدای ناپدریش رو شناخت

کجایی رینا

رینا با ترس گفت

دیگه ازم چی می‌خواین

مرد با خنده گفت

هنوزم فکر می‌کنی می‌تونی از دست ما فرار کنی

رینا گفت

من دیگه کاری به شما ندارم پس ولم کنین

مرد با عصبانیت جواب داد

تو تا وقتی ما اجازه ندیم نمی‌تونی زندگی خودتو داشته باشی

بعد تماس رو قطع کرد

رینا چند لحظه به گوشی خیره موند و بعد سریع پیام ها رو پاک کرد

نمی‌خواست جین دوباره نگرانش بشه

اما همون شب وقتی برای خوردن شام بیرون اومد جین متوجه شد که حالش خوب نیست

جین پرسید

بازم چیزی شده

رینا سرشو تکون داد

نه فقط خسته ام

جین نگاهش کرد اما چیزی نگفت

چند روز بعد شوگا برای ضبط یه برنامه به ساختمونی رفته بود که رینا هم برای تحویل دادن چندتا وسیله به یکی از آشناهاش اونجا بود

وقتی شوگا اونو دید با تمسخر گفت

عجب تصادفی

رینا بدون اینکه نگاهش کنه از کنارش رد شد

شوگا گفت

حداقل یه بارم شده وانمود کن که از دیدنم ناراحت نیستی

رینا ایستاد و آروم جواب داد

من هیچوقت از دیدنت ناراحت نبودم

شوگا خندید

آره معلومه واسه همین منو ول کردی

رینا دیگه نتونست تحمل کنه

برگشت و با چشم های پر از اشک گفت

تو اصلاً نمی‌دونی من چی کشیدم

شوگا با سردی جواب داد

چون خودت نخواستی بهم بگی

رینا چند ثانیه بهش نگاه کرد

حق با شوگا بود اون هیچوقت نتونسته بود حقیقت رو بهش بگه

اما نمی‌تونست توضیح بده که چرا

فقط آروم گفت

یه روز می‌فهمی

بعد از اونجا رفت

شوگا به رفتنش نگاه کرد و برای چند لحظه دلش لرزید اما سریع به خودش گفت که دیگه نباید گولش رو بخوره

اون شب وقتی رینا به خونه برگشت یه پاکت جلوی در پیدا کرد

داخلش چندتا عکس از خودش و شوگا بود

زیر عکس ها یه کاغذ گذاشته بودن

فکر نکن چون از هم جدا شدین دیگه تموم شده هنوزم می‌تونیم هر کاری بخوایم باهات بکنیم

رینا کاغذ رو مچاله کرد و به دیوار تکیه داد

دیگه خسته شده بود

از تهدیدها از ترس از اینکه هر روز شوگا رو ببینه و مجبور باشه وانمود کنه هیچ حسی بهش نداره

جین وقتی از سر کار برگشت رینا رو روی زمین کنار در پیدا کرد

کنارش نشست و پرسید

رینا چی شده

رینا سریع کاغذ رو پشتش پنهون کرد

هیچی جین

جین به چشم هاش نگاه کرد

رینا من بهت قول ندادم که همه چی رو تنهایی تحمل کنی

رینا دیگه نتونست جواب بده

فقط سرش رو پایین انداخت و آروم گریه کرد

و جین هنوز نمی‌دونست که این تهدیدها قراره خیلی زود به اتفاقی تبدیل بشن که زندگی هر دوی اون ها رو برای همیشه تغییر بده



#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
دیدگاه ها (۰)

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁹رینا گیج شد.رینا: یعنی ...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²³همون شب_____________ری...

+یعنی هنوز نمی دونی ریل ترین آسا کیه؟_نه+معلومه بانو رینا +ق...

+یعنی هنوز نمی دونی ریل ترین آسا کیه؟_نه+معلومه بانو رینا +ق...

+یعنی هنوز نمی دونی ریل ترین آسا کیه؟_نه+معلومه بانو رینا +ق...

+یعنی هنوز نمی دونی ریل ترین آسا کیه؟_نه+معلومه بانو رینا +ق...

+یعنی هنوز نمی دونی ریل ترین آسا کیه؟_نه+معلومه بانو رینا +ق...

+یعنی هنوز نمی دونی ریل ترین آسا کیه؟_نه+معلومه بانو رینا +ق...

+یعنی هنوز نمی دونی ریل ترین آسا کیه؟_نه+معلومه بانو رینا +ق...

+یعنی هنوز نمی دونی ریل ترین آسا کیه؟_نه+معلومه بانو رینا +ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط