{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نمی دانم چه می خواهم خدا یا

نمی دانم چه می خواهم خدا یا
به دنبال چه می گردم شب و روز
چه می جوید نگاه خسته من
چرا افسرده است این قلب پر سوز
ز جمع آشنایان میگریزم
به کنجی می خزم
آرام و خاموش
نگاهم غوطه ور در تیرگیها
به بیمار دل خود می دهم گوش
گریزانم از این مردم که با من
به ظاهر همدم ویکرنگ هستند
ولی در باطن از فرط حقارت
بدامانم دو صد پیرایه بستند
از این مردم که تا شعرم شنیدند
برویم چون گلی خوشبو شکفتند
ولی آن دم که در
خلوت نشستند
مرا دیوانه ای بد نام گفتند
دل من ای دل دیوانه من
که می سوزی از این بیگانگی ها
دیدگاه ها (۹)

.

.

ز جمع آشنایان می گریزمبه کنجی می خزم آرام و خاموشنگاهم غوطه ...

نمی دانم چه می خواهم خدا یا به دنبال چه می گردم شب و روز چه ...

نمی دانم چه می خواهم خدا یا به دنبال چه می گردم شب و روز چه ...

گريزانم از اين مردم كه با من ،به ظاهر همدم ويكرنگ هستند ولي ...

نمی دانم چه می خواهم خدا یا به دنبال چه می گردم شب و روز ...

‌نمی دانم چه می خواهم خدا یابه دنبال چه می گردم شب و روزچه م...

نمی دانم چه می خواهم خدایا به دنبال چه می گردم شب و روز چه...

نمی دانم چه می خواهم خدایابه دنبال چه می گردم شب و روزچه می ...

نمی دانم چه می خواهم خدایا به دنبال چه می گردم شب و روز چه...

. گریزانم از این مردم که با من به ظاهر همدم ویکرنگ هستندول...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط