{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ز جمع آشنایان می گریزم

ز جمع آشنایان می گریزم
به کنجی می خزم آرام و خاموش
نگاهم غوطه ور در تیرگیها
به بیمار دل خود می دهم گوش

گریزانم از این مردم که با من
به ظاهر همدم ویکرنگ هستند
ولی در باطن از فرط حقارت
به دامانم دو صد پیرایه بستند

از این مردم ، که تا شعرم شنیدند
به رویم چون گلی خوشبو شکفتند
ولی آن دم که در خلوت نشستند
مرا دیوانه ای بد نام گفتن
#فروغ_فرح_زاد
دیدگاه ها (۱)

نمی دانم چه می خواهم خدایابه دنبال چه می گردم شب و روزچه می ...

#گریزانم از این مردم که با من به ظاهر همدم ویکرنگ هستندولی د...

گریزانم از این مردم که با من به ظاهر همدم ویکرنگ هستندولی در...

. گریزانم از این مردم که با من به ظاهر همدم ویکرنگ هستندول...

گریزانم از این مردم که با من به ظاهر همدم ویکرنگ هستندولی در...

گریزانم از این مردم که با من...به ظاهر همدم یکرنگ هستند...ول...

گريزانم از اين مردم كه با من ،به ظاهر همدم ويكرنگ هستند ولي ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط