{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قلم در دست، با خون دل و کوتاه! تحریر میکنم

قلم در دست، با خون دل و کوتاه! تحریر میکنم
بسم الله الملک القدوس
.
این روزها عده ای مشغول تئوریزه کردن ترس از کدخدای بیخدا هستند و به بهانه کاغذی غیرالزام آور به نام بیانیه ژنو، صحبت از نوشاندن جام زهر به سیدنا القائد، امام سید علی آقای خامنه ای میکنند.
.
ظاهرا این حضرات فراموش کرده اند، که دوران تحت فشار قرار دادن زعیم عالیقدر جمهوری اسلامی ایران (نظیر آنچه که در دوران سیاه مجلس افسادطلب ششم شاهد بودیم)، گذشته و شیر بچه های انقلابی ایشان با اشارتی عرصه را بر عرضه کنندگان جام زهر، تنگ خواهند کرد.

لذا لطفاً لطفاً لطفاً سکوت ما در تفسیر برخی از قسمتهای این بیانیه غیر الزام آور!!!!! را به معنی کوتاه آمدن، دست برداشتن از آرمانهای انقلاب، خون شهدای هسته ای و تنها گذاشتن رهبر تفسیر نکنید و رئوس فتنه اکبر هشتاد و اشک و افعی هایی که ظاهرا گرمای اعتدال بر بدنشان اثر کرده و یاد فتنه گری مجدد افتاده اند، سر از جا بر ندارند و رجز خوانی نکنند.

یقیناً این فتنه گران از این بیانیه و توافق احتمالی آینده هیچ طرفی نخواهند بست.
.
بعون الله الملک الرحمن الرحیم
!!!عباس!!!(بابای ترنم)
حوالی بیست و دو چهاردهمین شب بهار 94 تهران
.
بعد از تحریر:
عصر تاسوعاست؛ شمر ملعون برای عباس علیه السلام امان نامه آورده است؛
عباس فریاد می کشد:
- " تبّت یداک یا شمر"!بریده باد دو دست تو ای شمر.
لعنت بر تو و امان نامه ات.
تو اگر خویش ما بودی، ما را به جهنم نمی خواندی.
ما در امان باشیم و برادرمان، مولا و آقایمان و امام مان حسین - فرزند زهرا - در امان نباشد؟
ما حسین علیه السلام را رها کنیم و سر در مقابل ملعونین و ملعون زادگان فرود آوریم؟
شمر اگر بماند بیش از این باید خوار و حقیر باشد.
ذلیل و درمانده سر خود را می گیرد و خود را در سیاهی لشگر کفر گم می کند......
دیدگاه ها (۱۲)

نظر شخصی☝نمیدونم چرا وقتی این خبرو شنیدم یاد امان نامه ای که...

برجام حسن چاخان

🔷اجلاس مکه؛ تکرار معاهده سران مشرکین علیه مسلمین⬅️اجلاس مکه ...

سیدحسن خمینی: فتح مبین مربوط به احد و بدر و خندق و تبوک نیست، مربوط به صلح حدیبیه است! گاهی #مصالحۀ_

🔻پاداش نادره رضایی برای حمایت از اغتشاشگران ۱۴۰۴/ معاون معزو...

ضد ولایت فقیه یعنی همین خواص پفیوز و خائن به شهدا

تمثیل ایمان اثری از یوهانس ورمیر

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش پایانی)

حقیقتا با موجودات وقیحی روبرو هستیم!حتی حاضر نیستند مسئولیت ...

part ²با اون شخص یهو بدنم لرزید.اون جونگکوک بود!!!ولش بک به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط