{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اندر حکایت با کلاس بودن !!!

اندر حکایت با کلاس بودن !!!

تبریک کریسمس و ولنتاین و مناسبتای غربی میشه با کلاسی!
تبریک عید غدیر و مبعث و نیمه شعبان شد عرب پرستی!

سفر مکه و کربلا و مشهد کسی بره، میگن چرا پولشو ندادی فقرا !
ولی از سفر تایلند و آنتالیای خودش که نمی گذره، بالاخره آدمیزاده تفریح هم لازم داره !

شاهین نجفی و شارلی فحاشی می کنند شد آزادی بیان !
مسلمونا از چیزی انتقاد مودبانه کنن، میشه دیکتاتوری دین !

گلشیفته فراهانی لخت شد همه گفتن حجاب مسئله شخصیه!
الهام چرخنده چادری شد همون آدما گفتن ریا کار و متظاهره و نون خوره حکومته !

طرف علنا بر مقبره کورش کبیر سجده می کنه شد یکتا پرست!
اما بوسه بر ضریح مبارک حضرت عباس میگن بت پرستی !

دلسوزی برای هزاران کودک شهید فلسطین میشه بیگانه پرستی
گل گذاشتن پشت در سفارت فرانسه برای کشته شدن 12 نفر هتاک میشه انسانیت!

دختره سرمای زمستون با یه ساپورت میاد خیابون سردش نمیشه!!
اما گرمای تابستون اگه روسری سر داشته باشه از گرما هلاک میشه

خانمه با کفش پاشنه بلند داخل خیابون پیچ و تاب خورون، جولان میده!
اما جمع کردن چادر یا مانتو بلند براش خیلی خیلی سخت شده !

ته ریش گذاشتن برای مد و کلاس میشه خوشتیپی!
اما برای محرم و مسجد که باشه میگن اُمل و شلخته !

چهارشنبه سوری نارنجک میزنه دیوار مردم نمی گه کسی مریض داره!
بعد در سال فقط سه روز هیئت بیرون بیاد میگن مریضا آسایش ندارن !

برای برد باخت الکی فوتبال میاد آرژانتین و عراقو می بنده به بار فحش ناموسی!
بعد خود رو از نژاد پاک آریایی و از نسل کوروش و باشخصیت پارسی میدونه !

هر سال بدنش زیر سوزن و جوهر پر از تتو و خالکوبی میشه هیچی نیست!
اما یکی برای سید الشهدا سینه زنی می کنه، میگن چرا به بدن ضرر می زنید !

امثال صادق هدایت و نیچه که به فجیح ترین شکل مردند شده الگو!
بعد حضرت علی ، مولود کعبه و شهید محراب رو یه عرب می دونه !

.
.
.
متاسفم برای احساسات مصلحتی بعضی روشنفکرنماهای جامعه ما
که " شتر با بارش " را نمی بینند
اما اندر خم " لنگ پشه کوره ای " وا مانده اند
دیدگاه ها (۱۱)

مافیای معروف پارت اول────۶ৎ────دختری به نام کارینا کل زیبایی...

💬 کامنت آرمی: اگه یه رنگ انتخاب کنی، من یه کیک به همون رنگ م...

قابل توجه پسر احمق پزشکیانآق یوسف پزشکیان1⃣ اولاً مردم ایران...

p12بچه ها بهونه دست شویی برای دامیان بود و کتاب خونه هم برای...

پارت دوم: دردسرِ همیشگیسرم داشت از استرس منفجر می‌شد. دستم ت...

پارت ۱#تو راز شب های منیسئول، ساعت شش و نیم صبح.بارون از دیش...

#متولد_شده_از_جهنم 🌋✨#قسمت :: #1در آن دور دست ها در سیاره ای...

like swan 🦢#like_swan𝑆𝑇𝐴𝑅 🧸ویو ات:تا چند هفته دیگه سال آخر د...

تناسخ به دنیایی دیگر پارت ۴۸

سایه ای که پدرم بود پارت ۳(من عادت ندارم معمولا ادبی بنویسم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط