{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‏یه پیرزنه همسایمون بود همیشه تلفنشون قطع بود میومد خونه

‏یه پیرزنه همسایمون بود همیشه تلفنشون قطع بود میومد خونه ما زنگ میزد،
تلفن خودش هم میاورد وصل میکرد به خط ما
میگفت نمیخوام برای شما پول تلفن بیاد 😳
خدابیامرز دل شادی داشت 😐 😂
دیدگاه ها (۱۱)

.قتل. پارت چهارم

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part39کیمیا:اره اما من:ببین کیمیا این قضیه ما...

𝐸𝓃𝒹𝓁𝑒𝓈𝓈 𝑜𝓃 𝓈𝓉𝒶𝑔𝑒|𝒫𝒶𝓇𝓉 ⁴روی مبل لم داد و کنترل رو برداشت و «T...

Part10:(فردا،ساعت ۳ بعد از ظهر)جونگ کوک تلفنش رو برداشت و شر...

سناریو مایکی {جنگل چشمات} خنگ و گوگولی و درعین حال مهربون و ...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁶دو هفته بعد...صبح ساعت ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 20| فلش بک عمارت جئو...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت هفتم: شکارچیانِ بی‌نامدود هم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط