{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘

سایـہ و وسوسـہ

𝐏𝐚𝐫𝐭 20
| فلش بک عمارت جئون 2021|

دوماه از اومدنه اون دخترک شیطون و زیبا به زندگی جونگکوک ... میگذشت و روز به روز اون رو بیشتر شیفته خودش میکرد جونگکوک با تصور لپهای قرمزش که زمانه حرف زدن باهاش کمی رنگ میگرفت با لبخندی که خودش هم نمیدونست از کجا اومده به .. سقف خیره شد

+ یااا جونگکوک اینقد بی جنبه نباش تو فقط میخوای به اون دختر کمک کنی .. اره ... اهم... حالا چطوره یه زنگ بزنم بهش تا حالشو بپرسم؟... عام .. نه بهتره برم خونه ی جونگسو تا راحت ببینمش .. فقط واسه اینکه ببینم حالش چطوره.. اصلا ببینم. چرا باید تو خونه جونگسو بمونه؟

عاح پسر تو که خونه ی مستقلی نداری که بخوای... بخوای... بخوای چی؟ ..

باز که خل شدی جونگکوک به خودت بیا تو که اینقد بی جنبه .. نبودی

.. با صدای مادرش به خودش اومد

م ج : جونگکوک ؟ زیر لب چی میگی و میخندی پسر حالت خوبه؟ ... جونگکوک ناله ای کرد و گفت :

+ماماننن فکر کنم واقعا خل شدم
مادرش از شیرینی پسرش لبخند دلنشینی زد و بوسه ای روی .. گونش زد

مج : این وصله ها به پسره عاقل و باهوشه من نمیخوره جونگکوک که تازه به خودش اومده بود متقابلا لبخندی زد و موهای ... مادرش رو بو کشید

+مامان میترسم. میترسم که نا امیدت کنم.. من... من میخوام تا تو ... مثل جونگسو برام غصه نخوری
مادر جونگکوک که حالا لایه اشکی روی چشمهاش حس میکرد از

... درک و فهم بالای پسرکش برای بار هزارم به وجه اومد

مج : کوکی کوچولوی من هیچوقت نا امیدم نمیکنه. اینو باور

... دارم... حالا هم برو تا کلاسات. دیر نشده

+... اوه... کاملا یادم رفته بود. خدا حافظ اومااا

|پایان فلش بک |

زمان حال

دخترک هر لحظه بیشتر گیج میشد و میدونست اثر اون چند قلب .. مشروبی که خورده بود هست

... جونگکوک نیم نگاهی بهش انداخت و بلافاصله به جاده خیره شد

متوجه چشمهای روهم افتاده اش بود که سعی در باز نگه .. داشتنشون داره

با زنگ خوردن گوشیش و دیدن اسم "جک" بدون اتلاف وقت گوشی رو جواب داد

+ چیشد

جک : همه چی همونطور که میخواستی پیش رفت. دیگه نه اثری از بارها هست.. نه حتی فلیکس

+ فلیکس؟ یعنی چی

جک : راستش .. اون ویلا فکر کنم الان دقیقا تو حالتی بین زغال و خاکستر باشه

+ اوه میبینم پیشرفت کردی

جک : اشتباه نکن. اولین بار و آخرین بارم بود و فقط نمیخواستم
بعد از بهوش اومدنش سراغت بیاد

+خوبه.. من دارم میرم سمت خونه خودم میای؟

جک : دختره هم باهاته ؟

جونگکوک نگاهی به بغل دستش انداخت و با چهره از حال رفته ی لیویا مواجه شد، نگاهش رو گرفت و گفت :

+ آره ولی فعلا بیهوشه

جک : چییی؟ جونگکوک کار احمقانه ای که نکردی؟

+ نه فقط اگه خوده احمقش جو گیر نمیشد و از اون مشروب
نمیخورد الان در حاله نق زدن بود

جک : فلیکس که باهاش کاری نکرد؟

+ دیگه داری حوصلم و سر میبری پس قطع میکنم

.. و صدای بوق متعددی که پشت گوشی جک شنیده میشد جونگکوک به جاده رو به روش نگاهی کرد و چند ساعت بعد رو .. تصور کرد

.. وقتی که اون دختر قراره تماما در اختیارش باشه

یکچیزی اون دختر رو برای جونگکوک خواستنی میکرد و اون .. سرکشیش بود

حدود یک ساعت و نیم از حرکتشون به سمت عمارت میگذشت و حالا لا را در حالی که هنوز هم منگ بود سعی داشت چشمهاش رو باز .. نگه داره

_کی میرسیم

+ پنج دقیقه ی دیگه

لیویا که تازه داشت هوشیاری کاملش رو بدست میاورد و موقعیت حالا و چند ساعت گذشتش رو درک میکرد دستی به لبش کشید و به ... اشکهاش اجازه فرود داد
همونطور که به رو به رو خیره بود زمزمه کرد

_. اون به بدنم دست زد .

جونگکوک از شنیدن زمزمه اروم اون دختر سعی کرد بیتفاوت باشه و خودش رو وارد بحثی بی خاتمه یا اون نکنه ، قطعا حوصله جنگ اعصاب ، صدای هق هق و توجیه دختر برای دست خورده شدن بدنش رو نداشت

با رسیدن به خونه اش که دست کمی از عمارت نداشت و حتی بقول خودش " عمارت جئون " خطاب میشد جلوی در نگه داشت و

با زدن ریموت در وارد حیاط شد

حتی حوصله صحبت با اون دختری که انگار از جنگ و قحطی برگشته رو نداشت پس پیاده شد و با دادن سوئیج ماشین به نگهبان نسبتا درشت اندام و تیره پوست و درخواست پارک ماشین بهش گفت:

+ به این دختر هم بگو بیاد داخل راه رو هم نشونش بده نگهبان: چشم آقا

+خوبه ..

بی توجه به اطرافش وارد خونه شد و به تنها خدمتکاره خونش که زنی حدودا چهل ساله بود گفت :

+دختری که میاد و راهنمایی کن
اتاقه مهمان

خدمتکار : چشم

با قدمهای استوارش پله های مارپیچ رو بالا رفت و داخل اتاق خودش شد

احساسش بهش میگفت که اگه یکدرصد حال اون دختر بده تقصیر توعه
.
شرط پارت بعد ۸۰ لایک
دیدگاه ها (۲۰)

بچه ها متوجه شدم خیلی از شماها متوجه داستان نشدینلطفا سوالی ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 21ولی جونگکوک سالها ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 19جونگکوک پوزخند سرد...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 18زمانی که تمام وجود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط