{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بهار را گذاشته ام پشت لبخند تو ...

بهار را گذاشته ام پشت لبخند تو ...
بهار را گذاشته ام پشتِ چین هایِ دامنت ...

چایِ بهار و دارچین هم آماده است ...
تو بیا ،

من عطرِ اردیبهشت را از همین حالا ،
از همین زمستانِ یخ زده ،
به تمامِ دنیا می پاشم ... !

گفته بودم به معجزه ی عشق ایمان بیاور ، نیاوردی ...!
من با همین چای و همین تو ،
یک دنیا را عاشق می کنم ،دیوانه جان ...!

تو چه می دانی کسی که همه چیز را می سپارد به دل،
چه رسوایی می شود ...!

حالا هِی نیا ...
حالا هِی نباش ...
حالا هِی گوش هایت را بگیر ...
چشمانت را ببند،
و باور نکن که عشق ،
مرا چه لامذهبی کرده است !

که به هیچ صراطی جز تو مستقیم نمی شود ...!

بهار را گذاشته ام پشتِ لبخندِ تو ...
تا هر بار برایِ من می خندی ،
تمامِ دنیا را در زمستانی ترین فصل ، بوسه بارانی کنم به گرمایِ مرداد ....




صفحه ی عاشقانه_اجتماعی تَــرَنُم‌ِباران


http://line.me/ti/p/%40csl7063l
http://line.me/ti/p/%40csl7063l




#بهار
دیدگاه ها (۱)

پروانه جان

اعتیاد من بهت.

🍷 شراب قرمزپارت ۳۵ — پایان شراب قرمزرینا در را باز کرد.پشت د...

«دیروز، دوباره عاشقت شدم. آن‌قدر زیبا بودی که بارها خواستم ب...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۲۸ پارتباد ملایمی لابلای ب...

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط