{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دل بنا بود که محکم نکند بندش را

دل بنا بود که محکم نکند بندش را
تا که آغاز کند عشق، فرآیندش را

من ِ آلوده تو را سخت بغل خواهم کرد
مثل تهران که بغل کرده دماوندش را

حل شدن در دل معشوقه که ایرادی نیست
چای هم آب کند در دل خود قندش را

موقع حج تمتع دل من پیش تو بود
چند سالیست که گم کرده خداوندش را

تویی آن زن که غزل با همه ی ظرفیتش
ناگزیر از قلم انداخته لبخندش را

مثل آغوش تو بیگانه طلب خواهد شد
اجتماعی که رها کرد هنرمندش را

عاقبت آخر یک کوچه زمین خواهد خورد
هر که تعقیب کند سایه ی دلبندش را

گم شد آن گوهر فیروزه و در نیشابور
هر چه گشتیم ندارند همانندش را

چقدر ساده تو را داده ام از دست دریغ
مثل ایران که ز کف داد سمرقندش را



به افتخارایران...
چندتااااا لایک داره پرچم باافتخارمون....
دیدگاه ها (۴)

..........ﮔـــــــــــــﺎﻫﯽ ...ﻓﻘﻂ ﺍﺯ ﮐﻞ ﺩﻧﯿــــــــﺎﺩﻟﺘــــ...

.به دیدنم که امدی.... دستت را روی قلبم بگذار....تا بفهمی این...

..

جایی که بودن و نبودنت هیچ فرقی ندارد نبودنت را انتخاب کن ای...

ستاره ای در میان تاریکی فصل ۱پارت ۴۶🌌هیچ‌کس دیگر کوسه‌اش را ...

دل بنا بود که محکم نکند بندش راتا که آغاز کند عشق، فرآیندش ر...

NHتو همانی که دلم لک زده لبخندش را...اوکه هرگز نتوان یافت هم...

NHتو همانی که دلم لک زده لبخندش را...اوکه هرگز نتوان یافت هم...

تو همانی که دلم لک زده لبخندش را ♡او که هرگز نتوان یافت همان...

تو همانی که دلم لک زده لبخندش رااو که هرگز نتوان یافت همانند...

تو همانی که دلم لک زده لبخندش رااوکه هرگز نتوان یافت همانندش...

توهمانی که دلم لک زده لبخندش رااوکه هرگزنتوان یافت همانندش ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط