اگر جهان را یک «نمایشِ تئاتر» فرض کنی:
اگر جهان را یک «نمایشِ تئاتر» فرض کنی:
بازیگرها، لباسها، صحنه و نور، همه چیزهای متفاوتی هستند (این همان دنیای ماست). اما حقیقتِ این نمایش، فقط «آن یک متن و آن یک کارگردان» است. بدونِ کارگردان و متن، هیچکدام از آن موجوداتِ روی صحنه، حتی نمیتوانند
بودن را تجربه کنند.مسیرمستقیم است تکراروچرخه خطاهارابشناسیدرازهمان چیزی است که از بندِ ماده رها میشود
در اینجاجاروان تواست که«رهایی»میدهد. یعنی روح برای رسیدن به حقیقت، باید از پوستهی مادی «دنیا»جداشود.
نتیجه
اگر بخواهم این راز
بازیگرها، لباسها، صحنه و نور، همه چیزهای متفاوتی هستند (این همان دنیای ماست). اما حقیقتِ این نمایش، فقط «آن یک متن و آن یک کارگردان» است. بدونِ کارگردان و متن، هیچکدام از آن موجوداتِ روی صحنه، حتی نمیتوانند
بودن را تجربه کنند.مسیرمستقیم است تکراروچرخه خطاهارابشناسیدرازهمان چیزی است که از بندِ ماده رها میشود
در اینجاجاروان تواست که«رهایی»میدهد. یعنی روح برای رسیدن به حقیقت، باید از پوستهی مادی «دنیا»جداشود.
نتیجه
اگر بخواهم این راز
- ۲۷۰
- ۰۸ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط