{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

_سناریو_

وقتی عَموتون بی دلیل دعوات میکنه و اعضا خیلی روت حساسن ( به عنوان خواهر کوچیکترشون ) _+درخواستی+_
_______________________
نامجون:ا.ت یه چند لحظه ای مارو تنها میزاری؟:)
ا.ت(میره بیرون و عموی محترمتون به فا*ک میره😃)
_______________________
جین:ا.ت بیا کنار خودم بشین(به عموت چشم غره میره)
_______________________
یونگی(عصبی میشه)من دلیلی نمیبینم که بخواین ا.ت رو بابتش سرزنش کنین..اگر چیزی لازم باشه خودم بهش میگم!
________________________
جیهوپ(دستتو میگیره) پدرومادرم اونقدری روش وقت گذاشتن که نیازی نباشه شما نظری بدین..
_________________________
جیمین(بلند میشه میره بیرون ا.ت هم پشت سرش میره)ا.ت بیا بریم خونه..یه دقیقه ی دیگه اینجا بمونم چشمامو روی اینکه عمومه میبندم..
__________________________
تهیونگ(میشینه کنار عموت)میشه لطف کنی اگه موضوعی پیش اومده به خودم بگی؟اخه خوشم نمیاد کسی دعواش کنه(جدی)
عموتون:من عموشم تهیونگ!
تهیونگ:هرکسی که میخواد باشه..
___________________________
جونگ کوک(همیشه از عموتون بدش میومد) اینکه یکی رو بی دلیل دعوا کنی ینی اینکه از یه جایی عصبانیی و داری سره خواهره من خالی میکنی..میتونی بری بیرون تا میتونی داد بزنی ولی سره خواهره من نه!
____________________________
چطور بود؟لایک و کامنت یادت نره آرمی;)
#سناریو
@cruella17
دیدگاه ها (۱۰)

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

P26عروس فراری ..ا/ت صبح که بلند شد دید ریندو نیست و حتما پای...

💜 پارت سوم | چیزی که تهیونگ فهمیدتهیونگ هنوز با همان لبخند ش...

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

تکپارتی جونگ کوک

پارت دوم | «اون کی بود؟»ا/ت بعد از کلاس از ساختمان دانشگاه ب...

قاتل زنجیرای من 🩸⛓️[25]وقتی تهیونگ سوار ماشین شده گوشیش زنگ ...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۹یهو دیدم صدای پا یکی اومد م...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 4 | چیزی که نمی‌توانست پنهانش کندصبح دوشنبه، دانش...

سناریو ناگی پارت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط