{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پیرمردی را با پسرش نزد قاضی بردن

پیرمردی را با پسرش نزد قاضی بردن
.حکم صد ضربه ی شلاق بود.
پدر را صد ضربه زدند آه نکشید.و هیچ نگفت
.پسر را یک ضربه زدند.آه از نهاد پدر بلند شد.پرسیدند ای پیر تو را صد ضربه زدیم هیچ نگفتی اما اکنون با زدن یک ضربه به پسرت اینگونه آه کشیدی.
دلیلش چیست؟ گفت شما صد ضربه را به بدنم زدید و تحمل کردم. اما اکنون که بر جگرم میزنید نمیتوانم تحمل کنم
.به سلامتی همه پدرها ی که در قید حیات هستند و خدا رحمت کنه پدرهای که دستشون از دنیا کوتاه شده
صلوات محمدي
دیدگاه ها (۱۸)

حضرت فاطمه زهرا (س) میفرماید :فَرَضَ اللّه ُ . . . الأمرَ بِ...

سوال :من کلمات نماز را همانگونه که از پدر و مادرم آموخته ام ...

إ لاّ اءنْ يَكُونَ فيهِ ثَلاثُ خِصالٍ: سُنَّةٌ مِنَاللّهِ وَ...

حدیث بسیار قشنگالامام الصادق علیه السّلام :

پیرمردی را با پسرش نزد قاضی بردن.حکم صد ضربه ی شلاق بود.پدر ...

پیرمردی را با پسرش نزد قاضی بردن.حکم صد ضربه ی شلاق بود.پدر ...

پیرمردی را با پسرش نزد قاضی بردن.حکم صد ضربه ی شلاق بود.پدر ...

پیرمردی را با پسرش نزد قاضی بردن.حکم صد ضربه ی شلاق بود.پدر ...

پیرمردی را با پسرش نزد قاضی بردن.حکم صد ضربه ی شلاق بود.پدر ...

پیرمردی را با پسرش نزد قاضی بردن.حکم صد ضربه ی شلاق بود.پدر ...

پیرمردی را با پسرش نزد قاضی بردن،حکم صد ضربه ی شلاق بود .پدر...

گویند پدر و پسر را نزد حاکم بردند که چوب بزنند اول پدر را بر...

hi

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط