#پرنسس_من🤍🥂

#پرنسس_من🤍🥂
#part_28

+ چیزی نمیشه دنبالم بیا!

با ترس و دودلی دنبالش راه افتادم... به محض اینکه از در خارج شدیم مردی رو دیدم که داره به سمتمون میاد... با استرس برگشتم سمت جونگکوک و بهش خیره شدم... دستمو گرفت و منو پشت خودش قایم کرد..

[ علامت جونگکوک: + علامت یون سوک: - علامت اون شخص: •

• جونگکوک؟

+ توقع نداشتم اینجا ببینمت!

• منم!

با وحشت به شخص مقابلم خیره شده بودم... اون... اون... بابام بود!
همون حرومـ،،،ـزاده ای که می‌خواست منو بفروشه!
ولی اون اینا چیکار میکرد؟
یعنی ممکنه اونم یکی از حرومـ،،،ـزاده های اینجا باشه؟

• اون کیه پشتت؟

محکم چسبیده بودم به جونگکوک و نمیدونستم باید چیکار کنم... به شدت ترسیده بودم و بیشتر ترسم از این بود که جونگکوک منو تحویل بابام بده... درست مثل وقتی که خیلی راحت منو تحویل این حرومـ،،،ـزاده ها داد!
کاش بهش اعتماد نکرده بودم! کاش دنبالش نمیومدم!

+ خب انتظار داری کی باشه که انقدر ازت میترسه؟
دیدگاه ها (۰)

برده عمارت جئون

چند پارتی (درخواستی)

پارت ۱۷∆ اینکه توئم دوسم داری × آره ولی نمیشه .. داداشم ∆ خب...

part:4{این رمان درخواستی است و به گفته خود فالور نوع نوشتار ...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟓پارت 33 و 34 داخل هایلایته*صدای قدم‌ها...

در جست و جوی خاطرات پارت ۲۱

((جوانه عشق در قلبی سنگی))Part:20(ویو لارا)وقتی که جونگکوک ...

نـفـرتــ𝑯𝒂𝒕𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟔_ برو می‌خوام تنها باشم نیم نگاهی به چمدو...

part ⁶ویو جونگکوک:وقتی بابام تلفن و قطع کرد چند ثانیه به گوش...

تکپارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط