هر چند وقت من دچار ننوشتن میشوم و دیگر نمیتوانم آنچه دلم

هر چند وقت من دچار ننوشتن میشوم و دیگر نمیتوانم آنچه دلم میخواهد بنویسم ودیگرانگار آن شادابی رادرنوشتنم ندارم انگاراین روزهای من ، روزهای ننوشتن است.واگرنتوانم بنویسم انگارنیستم نه برای دیگران بلکه برای خودم .همانطور که نمیتوان صحبت نکردبرای من نوشتن هم مانندصحبت کردن است .میدانم حال و هوای نوشته هایم به عکسهایم نمیخورد اما تو میدانی ...!
دیدگاه ها (۱)

‌ موهایم کوتاه است!موج ندارد که دلت را طوفانی کند؛کوتاه است ...

محبوبِ من!میدانی؟!زن بودن عجیب میچسبد؛وقتی تو آنقدر در من ری...

محبوبِ من!میدانی؟!زن بودن عجیب میچسبد؛وقتی تو آنقدر در من ری...

ثانیه ها نوشته هایم را به دستت می‌رساند، زیبای من اشک ها اما...

متولد فصل گرمایم اما نوشته هایم همه از دلتنگیست لبانم میخند...

من متولد آبانم.......نه به آسانی عاشق میشوم ونه عاعاشقم به ر...

محبوبِ من!میدانی؟!زن بودن عجیب میچسبد؛وقتی تو آنقدر در من ری...

مـــن متـــــولـــد شهریورمنه به آسانی عاشق میشوم و نه وقتی ...

یا عشق این روزها تمام عاشقانت آمده اند به پابوسی ات عده ای ب...

اولین قطعه دمِ دمیده شده یِ او

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط