{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قدر‌نشناس ِ عزیزم، نیمه ے من نیستے

قدر‌نشناس ِ عزیزم، نیمه ے من نیستے
قلبمے اما سزاوار تپیدن نیستے!

مادر این بوسه هاے چون مسیحایے ولے
مرده خیلے زنده کردے ، پاکدامن نیستے

من غبارآلود ِهجرانم تو اما مدتےست
عهده دار ِ آن نگاه ِ لرزه افکن نیستے

یک چراغ از چلچراغ آرزوهایت شکست
بعد ِمن اندازه ے یک عشق، روشن نیستے!

لاف آزادے زدے؛ حالا که رنگت کرده فصل
از گزندِ بادهاے هرزه ایمن نیستے!

چون قیاسش مےکنے با من، پس از من هرکسے
هرچه گوید عاشقم،مےگویی: اصلا نیستے!

دست وقتے که تکان دادے عجب حالے شدم
اندکے برگشتم و دیدم که با من نیستے ;-)
دیدگاه ها (۱)

قدر‌نشناس ِ عزیزم، نیمه ی من نیستیقلبمی اما سزاوار تپیدن نیس...

قدر نشناس عزیزم، نیمهٔ من نیستیقلبمی اما سزاوار تپیدن نیستیم...

قدر‌نشناس ِ عزیزم، نیمه ی من نیستیقلبمی اما سزاوار تپیدن نیس...

قدر‌نشناس ِ عزیزم، نیمه ی من نیستیقلبمی اما سزاوار تپیدن نیس...

قدر‌نشناس ِ عزیزم، نیمه ی من نیستیقلبمی اما سزاوار تپیدن نیس...

قدر‌نشناس ِ عزیزم ، نیمه ی من نیستیقلبمی اما سزاوار ِتپیدن ن...

قدر‌نشناس ِ عزیزم، نیمه ی من نیستیقلبمی اما سزاوار تپیدن نیس...

قدر‌نشناس ِ عزیزم، نیمه ی من نیستیقلبمی اما سزاوار تپیدن نیس...

قدر‌نشناس ِ عزیزم، نیمه ی من نیستیقلبمی اما سزاوار تپیدن نیس...

قدر‌نشناس ِ عزیزم، نیمه ی من نیستیقلبمی اما سزاوار تپیدن نیس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط