قدر نشناس عزیزم، نیمهٔ من نیستی
قدر نشناس عزیزم، نیمهٔ من نیستی
قلبمی اما سزاوار تپیدن نیستی
مادر این بوسه های چون مسیحایی ولی
مُرده خیلی زنده کردی، پاکدامن نیستی
من غبارآلود هجرانم تو اما مدتیست
عهده دار آن نگاه لرزهافکن نیستی
یک چراغ از چلچراغ آرزوهایت شکست
بعد من اندازهٔ یک عشق روشن نیستی
لاف آزادی زدی، حالا که رنگت کرده فصل
از گزند بادهای هرزه ایمن نیستی
چون قیاسش میکنی با من، پس از من هرکسی
هرچه گوید عاشقم، میگویی اصلا نیستی...
#کاظم_بهمنی
قلبمی اما سزاوار تپیدن نیستی
مادر این بوسه های چون مسیحایی ولی
مُرده خیلی زنده کردی، پاکدامن نیستی
من غبارآلود هجرانم تو اما مدتیست
عهده دار آن نگاه لرزهافکن نیستی
یک چراغ از چلچراغ آرزوهایت شکست
بعد من اندازهٔ یک عشق روشن نیستی
لاف آزادی زدی، حالا که رنگت کرده فصل
از گزند بادهای هرزه ایمن نیستی
چون قیاسش میکنی با من، پس از من هرکسی
هرچه گوید عاشقم، میگویی اصلا نیستی...
#کاظم_بهمنی
- ۳۳۸
- ۰۷ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط