زندگی در هوس دیدن جانان چه خوش است
زندگی در هوس دیدن جانان چه خوش است
عاشقی با غم او بر همه یاران چه خوش است
یک نفس گفتن ذکر لب دلبر چه نکوست
شوق دیدار رخش در دل انسان چه خوش است
خرّم آن سینه که هر دم تپد از شوق وصال
در هوای رخ او حال پریشان چه خوش است
بیدلان را نبُود میل در و دشت و دمن
عاشقان را ز غمش گوشه زندان چه خوش است
غصه غیبت او مونس شبهای دل است
از غم غربت او حالت گریان چه خوش است
آتش و سوز فراق و تب بیداد زمان
از غم دوری او بر دل ویران چه خوش است
روز و شب از سر بی مهری این مدعیان
بودن از عشق رخش بی سر و سامان چه خوش است
نفسی بی غم هجرش نه سزاوار من است
سوز دل اشک روان در شب هجران چه خوش است
روز و شب در طلبش شاید اگر جان سپریم
مردن از درد و نرفتن پی درمان چه خوش است
همچو حلّاج اگر از عشق تو بر دار شویم
به که با شوق تو جان دادن رندان چه خوش است
تا ابد منتظر آمدنش باید بود
انتظار خبری جانب کنعان چه خوش است
خرّم آن دم که پیامی رسد از جانب دوست
آمدن از سفر حضرت سلطان چه خوش است
وبگاه اشعار مهدوی
#یا_مهدی_ادرکنی
عاشقی با غم او بر همه یاران چه خوش است
یک نفس گفتن ذکر لب دلبر چه نکوست
شوق دیدار رخش در دل انسان چه خوش است
خرّم آن سینه که هر دم تپد از شوق وصال
در هوای رخ او حال پریشان چه خوش است
بیدلان را نبُود میل در و دشت و دمن
عاشقان را ز غمش گوشه زندان چه خوش است
غصه غیبت او مونس شبهای دل است
از غم غربت او حالت گریان چه خوش است
آتش و سوز فراق و تب بیداد زمان
از غم دوری او بر دل ویران چه خوش است
روز و شب از سر بی مهری این مدعیان
بودن از عشق رخش بی سر و سامان چه خوش است
نفسی بی غم هجرش نه سزاوار من است
سوز دل اشک روان در شب هجران چه خوش است
روز و شب در طلبش شاید اگر جان سپریم
مردن از درد و نرفتن پی درمان چه خوش است
همچو حلّاج اگر از عشق تو بر دار شویم
به که با شوق تو جان دادن رندان چه خوش است
تا ابد منتظر آمدنش باید بود
انتظار خبری جانب کنعان چه خوش است
خرّم آن دم که پیامی رسد از جانب دوست
آمدن از سفر حضرت سلطان چه خوش است
وبگاه اشعار مهدوی
#یا_مهدی_ادرکنی
- ۳.۴k
- ۰۶ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط