{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P۲۲💫

P۲۲💫




-چقدر درد داری
&خیلی دارم می‌سوزم چند ساعتی این دردو دارم
-پس چرا چیزی نمیگی بابایی تو برو بالا منم الان زود میام
& چشم{رفت بالا}



یونگی«یوری دوباره تب کرده بود رفتم تو یه تست آی یخ ریختم و با یه حوله برداشتم و برای قرصاشو و یه تب بر برداشتم بردم بالا



&بابا
-جونم عزیزم اومدم وایسا اول یه لباس نازک تر بردارم آهان {میاد میشینه کنار یوری و لباسش رو در میاره و لباس نازک دری رو تنش می‌کنه}
&بابا من خیلی درد دارم
-میدونم عزیزم میدونم یکم دیگه تحمل کنی زودی خوب میشی وایسا اول این دستمالچی بزارم رو سرت آهان
& آیی خیلی سرده{ناله و گریه}
-هششش آروم باش
&دارم از درد میمیرم بابا
-بیا این قرصارو هم بخور آروم تر عزیزم مراقب باش خوب دراز بکش وایسا پتو رو هم بکشم روت خوب الان بهتر میشی
&بابایی....خیلی...دلد.....دالم....{گریه}
-عه یوری گریه نکن دیگه بابایی{دراز می‌کشه و یونگی رو محکم بغل می‌کنه}
&بالا هم سرمه هم گرمم
-چیزی نیست تب و لرز داری
&من خوب میشم؟
-عه این چه حرفیه معلومه که خوب میشی
&میشه امشب فقط تو بغل شما باشم میشه جایی نرین؟
-هر چی تو بگی عزیزم چشم فقط تو حالت خوب باشه
&{بیشتر بغلش می‌کنه و چشماشو می‌بنده}
-بهتری
&اره یکم
-وایسا یه بار دیگه این دستمالو عوض کن بزارم
&نه بابا تور ها نزار خیلی سرده
-قشنگم لازمه برای خودته که رود خوب شی
&خیلی خوب باشه
-آفرین{آروم دستامو گذاشت رو پیشونیش}
&ایییی{جیغ و گریه}







ادامه دارد..‌.
دیدگاه ها (۰)

پارت یکاسم مامان یوری لیا لیا: بچه ها بیاین غذا بخورین یه نک...

پارت چهار سونیا: میدونستی نامجون مافیا هست( پوز خند)یوری: چ....

پارت هشتسوهو: چ...چیکوک:شو..شوخی کردم باباسوهو رفت کوک هم رف...

وقتی دخترشی و از دستت عصبانی میشه...پارت۳که یهو صدای در مانع...

رها🦋 یه وقتایی تو زندگی مجبور میشی تصمیم بگیری چیزایی که خیل...

پارت ۲ الکس : همینی که گفتم یوری : باااشهههالکس : قشنگم بیا ...

اسلاید اول:🐰: مامان، بابا، ممنونم که منو به دنیا آوردین. به ...

جیمین که از دیدن اینطوری شوگا شروع کرد به اشک ریختن جیمین:شو...

**موضوع: وقتی وسط دعوا می‌خواد ببوسدت، ولی تو با تندی ردش می...

جانانِ بزرگمهرم:🫀🫂زندگی با همه شلوغی و سختی‌هاش، وقتی تو کنا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط