{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سلام صبح بخیر

سلام صبح بخیر

اين‌طوري لو رفت

دو تا از بچه‌هاي گردان، غولي را همراه خودشان آورده بودند و‌هاي هاي مي‌خنديدند. گفتم: «اين كيه؟»

گفتند: «عراقي»

گفتم: «چطوري اسيرش كرديد؟» مي‌خنديدند.
گفتند: «از شب عمليات پنهان شده بود. تشنگي فشار آورده با لباس بسيجي‌ها آمده ايستگاه صلواتي شربت گرفته بود. پول داده بود!»
اينطوري لو رفته بود. بچه‌ها هنوز مي‌خنديدند.
دیدگاه ها (۱۷)

امام زمان و مصیبت حضرت زینب سلام الله عليها مرحوم حاج شیخ مل...

صدام آش فروشه!...روزهای اولی که خرمشهر آزاد شده بود، توی کوچ...

اولين عملياتي بود كه شركت مي‌كردم. بس كه گفته بودند ممكن است...

دلم گرم خداوندیست ... چه زیبا عاشقی را دوست می دارمدلم گرم ا...

دو تا از بچه‌های گردان، غولی را همراه خودشان آورده بودند و‌ ...

دو تا از بچه‌های گردان، غولی را همراه خودشان آورده بودند و‌ ...

دو تا از بچه‌های گردان، غولی را همراه خودشان آورده بودند و‌ ...

ایستگاه صلواتی!!!!!!! دو تا از بچه های گردان غولی را همراه...

.#طنز_جبهه👀اینطوری لو رفت...!دو تا از بچه‌های گردان، غولی را...

بسم رب الشهدا و الصدیقیندو تا از بچه‌های گردان، غولی را همرا...

دو تا بچه"بسیجی"🧔🏻یه عراقی درشت هیکل رو اسیر کرده بودند....😃...

دو تا از بچه‌های گردان، غولی را همراه خودشان آورده بودند و‌ ...

شهیدی که بعلت لو ندادن عملیات زنده سرش را بریدندعباسعلی فتاح...

بِسـم ِ ربـــــِّـ الشــُّـهـداءِ والصِّـدیقیــن #خاطرات_...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط