{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دو تا از بچه‌های گردان، غولی را همراه خودشان آورده بودند

دو تا از بچه‌های گردان، غولی را همراه خودشان آورده بودند و‌ های های می‌خندیدند.
گفتم: 'این کیه؟'
گفتند: 'عراقی'
گفتم: 'چطوری اسیرش کردید؟ '
می‌خندیدند .. !
گفتند: 'از شب عملیات پنهان شده بود ..! تشنگی فشار آورده ، با لباس بسیجی‌ها
آمده ایستگاه صلواتی شربت گرفته بود، پول داده بود! '
اینطوری لو رفته بود.
بچه ها هنوز میخندیدند ..
دیدگاه ها (۳)

خیلی وقت ها که گیر میکنم ، نمی دانم چه کار کنم . می روم جلوی...

در لشــگـــر 27 محمـــد رســـول اللــه ' ص ' بـــرادری بـــو...

پرسید : "ناهار چی داریم مادر؟" مادر گفت : "باقالی پلو باماهی...

اول حسن خودش را معرفی کرد و بعد مسائل کلی مطــــرح شد و ایشا...

شهید_پیل_افکنجانفدای_ایرانباید_برخاستشهیدمذهبی

ماجرای فرار ترامپ با کانتینر غذا از ترس انتقام ایران، چه بود...

یه مطلبی رو تو کانال تحلیل تخصصی باز کردمیه گوشه ای ازش رو ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط