{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نه غزل برای خواندن، نه صدا برای آواز

نه غزل برای خواندن، نه صدا برای آواز
نه هوای شعر دارم، نه پری برای پرواز

نه چنان شکسته بالم که زمین شود سرایم
نه توان پر کشیدن به امید صبح اعجاز

چه به روز آفتاب سر بام ما رسیده است
خبر از طلوع داری؟!!!شب خانمان برانداز

نه ترانه می سرایم که برای او بخوانی
نه نگاه گریه سودی به نگفته های یک راز

نه امید وصل دارم، نه هراسی از جدایی
نه رسیده ام به پایان، نه به سر هوای آغاز

من دل سپرده را از شب رفتنت نترسان
که سپرده ام خودم را به نگهدارنده این راز
دیدگاه ها (۳)

نشناختی فغان دل رهگذر که دوش؛ای ماهِ قصر، بر لب ایوان نیامدی...

گفتی چون جان رسد به لبت خواهم آمدنبر لب رسید جان فگارم نیامد...

‌ما اهل دلیم شعر به جانانه سراییماز نقش همه اهل ریا رنگ زدای...

بنویسید خزان، سهمِ من و قسمتِ منبنویسید خزان، مالِ من و ثروت...

𝓛𝓮𝓰𝓮𝓷𝓭 ²⁰¹⁵..هنگامی که عزیزی را از دست می‌دهم تا مدت ها در س...

نه غزل برای خواندن، نه صدا برای آوازنه هوای شعر دارم، نه پری...

نه غزل برای خواندن، نه صدا برای آوازنه هوای شعر دارم، نه پری...

🍁نه غزل برای خواندن نه صدا برای آواز🍁

نه غزل برای خواندن نه صدا برای آوازنه هوای شعر دارم نه پری ب...

نه غزل برای خواندن نه صدا برای آوازنه هوای شعر دارم نه پری ب...

نه غزل برای خواندن، نه صدا برای آوازنه هوای شعر دارم، نه پری...

نه غزل برای خواندن، نه صدا برای آوازنه هوای شعر دارم، نه پری...

📜غزلیات#رهی_معیریغزل سی و سومیافتم روشندلی از گریه های نیمشب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط