شعر از خودمه
شعر از خودمه
زهرای من زهرای من زهرای من زهرای من
روزی می آمدی از خانهی بابا، همشونه ی من
حالا چه شده که بار سفر بستی برای رفتن
زهرای من قسم خوردی پیش بابایت میمانی برای من
حالا داری میری بی من در این تابوت در این شب
زهرا پاشو یه بار دیگه بخون امن یوجیب برای من
عدو داره میگه با رفتن زهرا، آخر کار علی
فاطمه جان به کجا به این سرعت رو شونه ی من
زهرا ببین پشت تابوت، میخورن روی زمین، بچهها یکی یکی
زهرا پاشو یه بار دیگه یاری کن برای من
خدا داره جدا میشه روح از بدنم دیگر توان ندارم
زهرا تورو قسم به من به خاطر بچهها ی من
میخورن پیش پای تابوت تو روی زمین فرشته ها
برگرد به خونه یه بار دیگه، تو وا بکن درو به روی من
زهرا به همه می گفتم، صبوری،حالا که خودم ندارم صبوری
باران ببار ای آسمان تا که گلها وا بشن روی لحدهای، زهرای من
خدا (باقر) بازم میشد بخونه به همره دردهای علی برای زهرا
زهرای من زهرای من زهرای من زهرای من
روزی می آمدی از خانهی بابا، همشونه ی من
حالا چه شده که بار سفر بستی برای رفتن
زهرای من قسم خوردی پیش بابایت میمانی برای من
حالا داری میری بی من در این تابوت در این شب
زهرا پاشو یه بار دیگه بخون امن یوجیب برای من
عدو داره میگه با رفتن زهرا، آخر کار علی
فاطمه جان به کجا به این سرعت رو شونه ی من
زهرا ببین پشت تابوت، میخورن روی زمین، بچهها یکی یکی
زهرا پاشو یه بار دیگه یاری کن برای من
خدا داره جدا میشه روح از بدنم دیگر توان ندارم
زهرا تورو قسم به من به خاطر بچهها ی من
میخورن پیش پای تابوت تو روی زمین فرشته ها
برگرد به خونه یه بار دیگه، تو وا بکن درو به روی من
زهرا به همه می گفتم، صبوری،حالا که خودم ندارم صبوری
باران ببار ای آسمان تا که گلها وا بشن روی لحدهای، زهرای من
خدا (باقر) بازم میشد بخونه به همره دردهای علی برای زهرا
- ۳.۳k
- ۲۱ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط