دکو ی شرور
یه هو باکوگو بالا سرش سبز شد و دفتر چه ی پرتحلیل قهرمانانه ایزوکو رو گرفت و گفت:کجا میری دکو حرفامون هنوز تموم نشده
دوست کاتسوکی :چی شده پسر جریان چیه؟
باکوگو روی دفترو نشونش داد و دوستش گفت:تحلیل قهرمانا برای اینده؟ خخخخخخخخخخ(خنده)
اون یکی دوستش :دیونس دیگه
ایزو کو با لکنت:م....م...مگه چه اشکالی داره؟ پ...پ..پسش ب..بده ل...لطفا
کاتسوکی دفتر چه ی ایزوکو سو زوند و ایزوکو گفت:تو خیلی بد جنسی
باکوگو با حرف ایزوکو دفتر چه رو پرت کرد بیرون تو حوض
ایزوکو عا نهههههه
باکوگو اومد نزدیک ایزوکو و دستشو گذاشت رو شونش و گفت : یه نصیحت کوچولو بکنم بچه جون ،دیگه نشنوم به رفتن به یوای فکر کنی بشه؟ و چند جرقه ی کوچک زد تو شونه ی ایزوکو
و ایزوکو با لکنت جواب داد ب....ب...با...ب
کاتسوکی حالا که دلت اینقدر غنج میره واسه قهرمان شدن یه کاری بکن برو دعا کن خدا تو زندگی بعدی یه کوسه ای هم به تو بده و خود کشی کن....
دوست کاتسوکی :چی شده پسر جریان چیه؟
باکوگو روی دفترو نشونش داد و دوستش گفت:تحلیل قهرمانا برای اینده؟ خخخخخخخخخخ(خنده)
اون یکی دوستش :دیونس دیگه
ایزو کو با لکنت:م....م...مگه چه اشکالی داره؟ پ...پ..پسش ب..بده ل...لطفا
کاتسوکی دفتر چه ی ایزوکو سو زوند و ایزوکو گفت:تو خیلی بد جنسی
باکوگو با حرف ایزوکو دفتر چه رو پرت کرد بیرون تو حوض
ایزوکو عا نهههههه
باکوگو اومد نزدیک ایزوکو و دستشو گذاشت رو شونش و گفت : یه نصیحت کوچولو بکنم بچه جون ،دیگه نشنوم به رفتن به یوای فکر کنی بشه؟ و چند جرقه ی کوچک زد تو شونه ی ایزوکو
و ایزوکو با لکنت جواب داد ب....ب...با...ب
کاتسوکی حالا که دلت اینقدر غنج میره واسه قهرمان شدن یه کاری بکن برو دعا کن خدا تو زندگی بعدی یه کوسه ای هم به تو بده و خود کشی کن....
- ۱۵.۶k
- ۱۰ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط