Bluelock scenario
They finally learned how to be a good partner but…something is off.
اونا بالاخره یاد گرفتن چجوری پارتنر خوبی باشن ولی…یه چیزی فرق کرده.
✿ بزارید دستتون رو قبل خوندن این سناریو بگیرم🤝✿
Isagi Yoichi / ایساگی یویچی
اون الان پارتنرش رو توی الویت قرار میده، زندگی ورزشیش و روابط شخصیش رو از هم جدا کرده، اون الان داره همه این کارا رو انجام میده ولی…نه برای تو.
اون دختر الان خوشبخت ترین آدم دنیاست بخاطر داشتن این ورژن از ایساگی که تو برای ساختنش تلاش کردی.
Itoshi Rin / ایتوشی رین
تمام نا امنی هاش، حسی که نسبت به خودش داشت، اینکه همیشه ته دلش دنبال تایید برادرش بود، اون بالاخره به یه نفر اونقدر اعتماد کرد که راجع به همه اینا صحبت کنه، چیزایی رو به اون گفت که طی سال ها باهم بودنتون به تو نگفته بود، حتی با اینکه تو بیشتر هر کسی اصرار میکردی که باهات صحبت کنه و همه چیو توی خودش نریزه.
ولی تلاشات نتیجه داد ا/ت، اون بالاخره صادقه، ولی حیف که تو کسی نیستی که صداقتش رو ببینه.
Bachira Meguru / باچیرا مگورو
اون بالغ تر شده، بیشتر به احساسات پارتنرش توجه میکنه، از شوخی های بچگانه موقع بحث های جدی دست کشیده، هنوزم مثل یه خورشید نورانیه، پر انرژیه اما انرژیش محدود تر و بالغانه تر شده.
اون دختر الان باچیرا رو به عنوان یه آدم با درک اما در عین حال گرم و پر انرژی میبینه، بدون دونستن اینکه تو مثل معلمی بودی که بهش این درسارو یاد داد، معلمی که خودش نتونست شاهد پیشرفت شاگردش باشه.
Nagi Seishiro / ناگی سیشیرو
در رو براش باز میکنه، موقع پیاده روی دستشو میگیره، براش زمان میزاره و نشونش میده که وقت گذروندن باهاش رو دوست داره، بالاخره متوجه میشه که برای نگه داشتن چیزی که دوست داره باید تلاش کنه.
همه اون کارایی که یه زمان التماسش میکردی که برات انجام بده رو الان داره واسه اون دختر انجامش میده…حتی با اینکه اون دختر به اندازه تو صبور نیست.
Itoshi Sae / ایتوشی سائه
مهم نیست سرش شلوغ باشه یا نه اون توی سخت ترین لحظات هم کنارشه و وقتشو براش خالی میکنه، کاری که باید از اول برای تو انجام میداد رو الان داره برای اون دختر انجام میده، تو نمیدونی مشکل از تو بود یا مشکل از خود سائه اما اون کاملا از رابطه قبلیش با تو درس گرفته بود و قرار نبود دیگه اون اشتباهاش رو تکرار کنه، اون دختر قرار نبود مثل تو با تمام مشکلات سائه بسازه.
Barou Shoei / بارو شوئی
اینکه به بقیه یا خود اون نشون بده که دوستش داره دیگه براش چیز عجیب یا غیر ممکنی نیست و کلمات عاشقانه و رمانتیک رو میشه راحت تر ازش شنید، اون غرور بیهوده اش توی روابط شخصیش رو کنار گذاشته.
بالاخره فهمید که چجوری برای داشتنش و اون عشقی که بینشون هست شکر گزار باشه یا به زبان دیگه اون یاد گرفت چجوری برعکس کاری رو که تورو ازش دور کرد انجام بده.
Aiku Oliver / آیکو الیور
الان چشماش به جز اون هیچکس دیگه ای رو نمیدید، حد و مرز خودش رو توی رابطه بیشتر میدونست، همه اینا بخاطر تو بود، اون همه این هارو یاد گرفته بود چون برعکس انجام دادنشون تورو ازش گرفت.
آیکو بهتر شده، واقعا آدم بهتری شده، اون دختر الان فکر میکنه که بهترین پارتنر دنیا رو داره، بدون دونستن گذشته آیکو با تو.
Michael Kaiser / مایکل کایزر
بالاخره تصمیم گرفته بود که نزاره آسیب ها و ضربه های روحیش از بچگی توی زندگی الانش تاثیر بزاره، الان میدونست که چجوری صادقانه از پارتنرش کمک بخواد و اون رو هم توی درداش شریک بدونه.
اون بالاخره گذشته اش رو کنار گذاشت، همون گذشته ای که تو تمام مدت تلاش داشتی روش چسب زخم بزاری.
.
.
.
اگر شما هم عاشق سناریو های غمگین و انگست هستید خوشبختم منو شما باهمدیگه خودآزاری داریم🤝
یکم ریسکش زیاد بود که این سناریو رو بنویسم چونکه خب غمگینه و خیلیا دلشون نمیخواد همچین چیزیو بخونن ولی خب به هر حال نوشتمش:)
ایده این سناریو رو از یه بنده خدایی (خارجی بود) توی تیک تاک گرفته بودم و تصمیم گرفتم من هم شبیه اون سناریو رو بنویسم، حتی دقیق یادم نمیومد که اصلا سناریوش همین بود یا یه چیز دیگه ولی خب بازم به روش خودم نوشتمش:)
خلاصه امیدوارم اون نویسنده من رو ببخشه که ایده اش رو عملا ازش دزدیدم-
Tags 🏷️
#بلولاک #سناریو #قفل_ابی #ایساگی #سائه #رین #باچیرا
#بارو
اونا بالاخره یاد گرفتن چجوری پارتنر خوبی باشن ولی…یه چیزی فرق کرده.
✿ بزارید دستتون رو قبل خوندن این سناریو بگیرم🤝✿
Isagi Yoichi / ایساگی یویچی
اون الان پارتنرش رو توی الویت قرار میده، زندگی ورزشیش و روابط شخصیش رو از هم جدا کرده، اون الان داره همه این کارا رو انجام میده ولی…نه برای تو.
اون دختر الان خوشبخت ترین آدم دنیاست بخاطر داشتن این ورژن از ایساگی که تو برای ساختنش تلاش کردی.
Itoshi Rin / ایتوشی رین
تمام نا امنی هاش، حسی که نسبت به خودش داشت، اینکه همیشه ته دلش دنبال تایید برادرش بود، اون بالاخره به یه نفر اونقدر اعتماد کرد که راجع به همه اینا صحبت کنه، چیزایی رو به اون گفت که طی سال ها باهم بودنتون به تو نگفته بود، حتی با اینکه تو بیشتر هر کسی اصرار میکردی که باهات صحبت کنه و همه چیو توی خودش نریزه.
ولی تلاشات نتیجه داد ا/ت، اون بالاخره صادقه، ولی حیف که تو کسی نیستی که صداقتش رو ببینه.
Bachira Meguru / باچیرا مگورو
اون بالغ تر شده، بیشتر به احساسات پارتنرش توجه میکنه، از شوخی های بچگانه موقع بحث های جدی دست کشیده، هنوزم مثل یه خورشید نورانیه، پر انرژیه اما انرژیش محدود تر و بالغانه تر شده.
اون دختر الان باچیرا رو به عنوان یه آدم با درک اما در عین حال گرم و پر انرژی میبینه، بدون دونستن اینکه تو مثل معلمی بودی که بهش این درسارو یاد داد، معلمی که خودش نتونست شاهد پیشرفت شاگردش باشه.
Nagi Seishiro / ناگی سیشیرو
در رو براش باز میکنه، موقع پیاده روی دستشو میگیره، براش زمان میزاره و نشونش میده که وقت گذروندن باهاش رو دوست داره، بالاخره متوجه میشه که برای نگه داشتن چیزی که دوست داره باید تلاش کنه.
همه اون کارایی که یه زمان التماسش میکردی که برات انجام بده رو الان داره واسه اون دختر انجامش میده…حتی با اینکه اون دختر به اندازه تو صبور نیست.
Itoshi Sae / ایتوشی سائه
مهم نیست سرش شلوغ باشه یا نه اون توی سخت ترین لحظات هم کنارشه و وقتشو براش خالی میکنه، کاری که باید از اول برای تو انجام میداد رو الان داره برای اون دختر انجام میده، تو نمیدونی مشکل از تو بود یا مشکل از خود سائه اما اون کاملا از رابطه قبلیش با تو درس گرفته بود و قرار نبود دیگه اون اشتباهاش رو تکرار کنه، اون دختر قرار نبود مثل تو با تمام مشکلات سائه بسازه.
Barou Shoei / بارو شوئی
اینکه به بقیه یا خود اون نشون بده که دوستش داره دیگه براش چیز عجیب یا غیر ممکنی نیست و کلمات عاشقانه و رمانتیک رو میشه راحت تر ازش شنید، اون غرور بیهوده اش توی روابط شخصیش رو کنار گذاشته.
بالاخره فهمید که چجوری برای داشتنش و اون عشقی که بینشون هست شکر گزار باشه یا به زبان دیگه اون یاد گرفت چجوری برعکس کاری رو که تورو ازش دور کرد انجام بده.
Aiku Oliver / آیکو الیور
الان چشماش به جز اون هیچکس دیگه ای رو نمیدید، حد و مرز خودش رو توی رابطه بیشتر میدونست، همه اینا بخاطر تو بود، اون همه این هارو یاد گرفته بود چون برعکس انجام دادنشون تورو ازش گرفت.
آیکو بهتر شده، واقعا آدم بهتری شده، اون دختر الان فکر میکنه که بهترین پارتنر دنیا رو داره، بدون دونستن گذشته آیکو با تو.
Michael Kaiser / مایکل کایزر
بالاخره تصمیم گرفته بود که نزاره آسیب ها و ضربه های روحیش از بچگی توی زندگی الانش تاثیر بزاره، الان میدونست که چجوری صادقانه از پارتنرش کمک بخواد و اون رو هم توی درداش شریک بدونه.
اون بالاخره گذشته اش رو کنار گذاشت، همون گذشته ای که تو تمام مدت تلاش داشتی روش چسب زخم بزاری.
.
.
.
اگر شما هم عاشق سناریو های غمگین و انگست هستید خوشبختم منو شما باهمدیگه خودآزاری داریم🤝
یکم ریسکش زیاد بود که این سناریو رو بنویسم چونکه خب غمگینه و خیلیا دلشون نمیخواد همچین چیزیو بخونن ولی خب به هر حال نوشتمش:)
ایده این سناریو رو از یه بنده خدایی (خارجی بود) توی تیک تاک گرفته بودم و تصمیم گرفتم من هم شبیه اون سناریو رو بنویسم، حتی دقیق یادم نمیومد که اصلا سناریوش همین بود یا یه چیز دیگه ولی خب بازم به روش خودم نوشتمش:)
خلاصه امیدوارم اون نویسنده من رو ببخشه که ایده اش رو عملا ازش دزدیدم-
Tags 🏷️
#بلولاک #سناریو #قفل_ابی #ایساگی #سائه #رین #باچیرا
#بارو
- ۷۴.۲k
- ۱۵ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط