سناریو باچیرا پارت دوم
بچها من الان یادم اومد سه سناریو میتسویا داریم یکی ام این اول کدومو زودتر ادانشو بدم همین جا بهم بگید🩷
به قول یکی باچیرا پروانه ای 😂
شروع
ا/ت: من معنیشو نمیدونم
باچیرا: خر من یعنی عاشق شدن
نویسنده: باچیرا با این حرف دستاشو درست مثل بچه ها بالا برد و حسابی ذوق زده شد
ولی ا/ت مات زده داشت نگاهش میکرد
ا/ت: ها
باچیرا: ها و درد دارم بهت میگم عاشقت شدم ابلحه
ا/ت: چی
باچیرا: ....😑( قیافه باچیرا به روایت ایموجی)
ا/ت: اها الان فهمیدم.....وایسا داری دروغ میگی
اصلا چرا ادمی مثل تو باید عاقشم بشه
نکنه میخوای منو عاشق خودت کنی بعد ولم کنی هااااا
اصلا حرفتو باورد نمیکنم
باچیرا: سه ساعت برات سخنرانی نکردم که اینطپر بزنی تو ذوقم ا/ت چان
اصلا من گهرم
ا/ت: اممم من منظورتو نمیفهم راستش اصلا مگه ممکنه کسی عاشق یه ادم گوشه گیر بشه
نویسنده: باچیرا دستای ا/ت رو میگیره
باچیرا: معلومه که اره تازه من حال و حوصله خیانت کردم شکستن قلب کسیو ندارم
من فقط میخواستم باهات صادق باشم احساسمو بهت بگم
نویسنده: باچیرا موهای ا/ت رو از روی صورتس میزنه کنار
باچیرا: حالا هم هر جور خودت میدونی دوست داری با من باشی؟
ا/ت: خوب این این خیلی یه دفعه ای
باچیرا: میدونم ....و اینکه درک میکنم بیشتر وقتا کرم میریزم ... ولی باید بگم بازم کرم میریزم
با این حال ا/ت چان بیا با من سر قرار قول میدم خودم بیام بگیرمت
ا/ت: واو خیلی داری تند پیش میری من هنوز تو شکم
باچیرا: ا/ت میدونم رو مختم ولی یه فرصت بهم بده قول میدم بهترین و کرم ریز ترین باشم
ادامه دارد
خندم گرفته😂
به قول یکی باچیرا پروانه ای 😂
شروع
ا/ت: من معنیشو نمیدونم
باچیرا: خر من یعنی عاشق شدن
نویسنده: باچیرا با این حرف دستاشو درست مثل بچه ها بالا برد و حسابی ذوق زده شد
ولی ا/ت مات زده داشت نگاهش میکرد
ا/ت: ها
باچیرا: ها و درد دارم بهت میگم عاشقت شدم ابلحه
ا/ت: چی
باچیرا: ....😑( قیافه باچیرا به روایت ایموجی)
ا/ت: اها الان فهمیدم.....وایسا داری دروغ میگی
اصلا چرا ادمی مثل تو باید عاقشم بشه
نکنه میخوای منو عاشق خودت کنی بعد ولم کنی هااااا
اصلا حرفتو باورد نمیکنم
باچیرا: سه ساعت برات سخنرانی نکردم که اینطپر بزنی تو ذوقم ا/ت چان
اصلا من گهرم
ا/ت: اممم من منظورتو نمیفهم راستش اصلا مگه ممکنه کسی عاشق یه ادم گوشه گیر بشه
نویسنده: باچیرا دستای ا/ت رو میگیره
باچیرا: معلومه که اره تازه من حال و حوصله خیانت کردم شکستن قلب کسیو ندارم
من فقط میخواستم باهات صادق باشم احساسمو بهت بگم
نویسنده: باچیرا موهای ا/ت رو از روی صورتس میزنه کنار
باچیرا: حالا هم هر جور خودت میدونی دوست داری با من باشی؟
ا/ت: خوب این این خیلی یه دفعه ای
باچیرا: میدونم ....و اینکه درک میکنم بیشتر وقتا کرم میریزم ... ولی باید بگم بازم کرم میریزم
با این حال ا/ت چان بیا با من سر قرار قول میدم خودم بیام بگیرمت
ا/ت: واو خیلی داری تند پیش میری من هنوز تو شکم
باچیرا: ا/ت میدونم رو مختم ولی یه فرصت بهم بده قول میدم بهترین و کرم ریز ترین باشم
ادامه دارد
خندم گرفته😂
- ۶.۴k
- ۰۷ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط